Analyzing the Linguistic Norms in Iranian Criminal Courts Based on McMennamin’s Forensic Discourse Model: A Case Study on Karbaschi’s Defense Sessions

Document Type : Original Article

Authors

1 Ph.D. Candidate in Applied Linguistics, Abadan Branch, Islamic Azad University, Abadan, Iran ;Thran, Iran.

2 Associate Professor, Department of Applied Linguistics, Abadan Branch, Islamic Azad University, Abadan, Iran.

3 Associate Professor, Department of Applied Linguistics, Abadan Branch, Islamic Azad University, Abadan, Iran; Associate Professor, Department of Linguistics, Payame Noor University, Iran

4 Assistant Professor, Department of Applied Linguistics, Abadan Branch, Islamic Azad University, Abadan, Iran. Assistant Professor, Department of ELT, Farhangian University, Khouzestan, Ahvaz, Iran.

Abstract

This study investigated the linguistic norms in forensic discourse of judge-defendant in criminal courts of the Islamic Republic of Iran and focused on the frequency and the percentage of verbal deviations in the judge and the accused person. The research tool was McMennamin’s (2002) linguistic model concerning the linguistic prescriptive, and descriptive deviations from the linguistic norms. Data were collected through observing fifty 10-minute video clips of Karbaschi’s defendants as the former mayor in Tehran. The data were analyzed statistically through descriptive statistics. Findings were divided into three categories of verbal norms: standard, change and deviation. The findings indicated indicated that usage of words through non-standard language have a vital role in representing the defendant's social status While the judge followed standard norms, Karbaschi changed and deviated from the norms more significantly than the judge did. Findings of the study suggest that forensic discourse implicitly depicts hierarchical level, superordinate and subordinate’s structures within the linguistic community. Social distance determines the formality of situational context while power and solidarity affect people’s interactional communications. Thus, the analysis of judges and accused persons' speeches can lead to identifying the linguistic norms which are correlated to their use of discourse.in the court specifies their individual, social, and forensic status.

Keywords


١- مقدمه

از نظر فوکو1، زبان ابزاری برای بازنمایی واقعیت است. گفتمان ها متشکل از نشانه های گوناگون اند که کاربردی فراتر از اطلاع رسانی دارند و همین ویژگی است که آنها را غیرقابلِ تقلیل به زبان، سخن و گفتار می کند. از نظر وی، برداشت و تفسیر افراد از متن واحد متفاوت است. به متن بایستی به عنوان یک کل معنادار نگریست و هیچ متن خنثی یا بی طرفی وجود ندارد، متون بار ایدئولوژیک دارند زیرا در شرایط و موقعیت خاصی تولید می شوند، از بافت یا زمینه اجتماعی و فرهنگی تأثیر می پذیرند و به یک منبع قدرت یا اقتدار (نه لزوماً سیاسی) مرتبط هستند؛ بنابراین گفتمان سطوح و ابعاد متعدد دارد یعنی نه یک سطح گفتمانی وجود دارد و نه یک نوع گفتمان. از منظر فوکو، گفتمان از طریق قواعد گفتمانی که شرایط وجودی هستند، شکل می گیرد و دانش، شناخت و تعاملات اجتماعی را می سازد و مبنای درست یا غلط بودن پدیده هاست، مولد قدرت بوده، راه را برای گسترش آن باز کرده و گاهی آن را تضعیف و افشا می کند.

از نظر متفکرانی چون لاکلا و موفه2، پیش فرض ها و مفروضات اصلی روش تحلیل گفتمان فوکو که در دیرینه شناسی و تبارشناسی وی قابلِ مشاهده است، عبارتند از: (الف) دیدگاه متفاوت انسان ها نسبت به متن واحد؛ (ب) در نظر گرفتن متن به عنوان یک کل معنادار؛ (پ) نسبی بودن حقیقت در هر گفتمان؛ (ت) همراه بودن نحو و ساختار دستوری متون با بار ایدئولوژیکی؛ (ث) تأثیرپذیری معنا از زمینه فرهنگی و اجتماعی؛ (ج) ارتباط هدفمند متن با منبع قدرت. به طورکلی، تحلیل گفتمان به معنی تحلیل و تفسیر گفتار و کردار اجتماعی و پی بردن به عمق و معنای نهفته در لابه لای جملات و متن های نویسندگان و تعیین رابطه بین خواننده و نویسنده به خصوص درزمینه قدرت و سیاست می باشد. در این میان، به نقش زبان به عنوان عامل مؤثری در تحلیل متون و سخنان تأکید می شود.

لاکلا3 بر این باور است که مفاهیم درون گفتمان های متضاد، بار معنایی می یابند و نه درون زبان عام و مشترک. هر عمل یا پدیده ای برای معنادار بودن باید گفتمانی شود؛ زیرا هویت نسبی و ناپایدار یک گفتمان با هویت ارتباطی آن پدید می آید. از دیدگاه لاکلا و موفه4، گفتمان جهان اجتماعی را در قالب معنا می سازد و این ساختن از طریق زبان که ماهیتی بی ثبات دارد، صورت می گیرد و هویت خود را به واسطه تعامل با دیگر گفتمان ها بازتعریف می کند. تغییر در گفتمان ها باعث تغییر در کل نظام اجتماعی می شود. آنها برای عامل انسانی در تحول و دگرگونی گفتمان ها نقشی تعیین کننده قائل هستند. در منازعات گفتمانی، هر گفتمان با برجسته کردن نقاط خود و نقاط ضعف رقیب و با به حاشیه راندن نقاط ضعف خود سعی در کسب و حفظ و استمرار قدرت برای خود است. قدرت مولد و سازنده جامعه، بدون قدرت غیرقابلِ تصور است.

هنجارهای زبانی گفتمان، نوعی از الگوهای رفتاری هستند که روابط و کنش های گفتمانی را تنظیم می کنند و اکثریت جامعه خود را به آن پایبند می دانند. این هنجارها به معنی کاربرد زبان در آداب و سنن اجتماعی، قوانین و مقررات اجتماعی، رسوم اخلاقی و اجتماعی به منظور ایجاد ارتباط کلامی مؤثر با افراد دیگر است. الگوهای رفتاری کلامی در محاکم قضایی، بار معنایی بیشتری نسبت به محیط های زبانی دیگر دارند. گاهی ارائه شواهد جهت اثبات یا رد اتهام، توسط شاهد عینی صورت می گیرد، یعنی گفته های او موردِارزیابی هیئت منصفه و قاضی قرار می گیرد. بنابراین آنچه شاهد بیان می کند، صرف نظر از صدق یا کذب بودن آن دارای ویژگی های زبانی است که به لحاظ کمی و کیفی قابلیت بررسی دارد. هنگامی که فردی به عنوان شاهد یا متهم وارد دادگاه، دادسرا یا اداره پلیس می شود، به دنبال آن است که نتیجه موردِدلخواه را به دست آورد یا به عبارتی آنچه می گوید تأثیرگذار و نفوذپذیر باشد.5 هنجارهای زبانی در کنش های گفتاری به دو نوع تجویزی و توصیفی طبقه بندی می شوند. هنجار تجویزی که در زبان استاندارد کاربرد دارد و پذیرفته شده عموم افراد جامعه است. هنجار توصیفی برای ارتباط با افراد دیگر موردِاستفاده قرار می گیرد هر چند که ممکن است زبان غیراستاندارد و محلی باشد و گاهی اوقات مختص منطقه جغرافیایی خاص است.

معیارهای کلامی نوعی از الگوهای گفتمانی رایج در بین گویشوران یک زبان هستند که در بین آنها پذیرفته شده و به عنوان هنجار یا معیار شناخته می شوند. اگر این هنجارها از حالت معیار خارج یا انحراف یابند، افراد شرکت کننده در تعامل گفتمانی آن را تشخیص می دهند. این تشخیص با مقایسه توانش معیار زبانی مرسوم در آن زبان با کنش گفتاری افرادی که در محاوره شرکت دارند، صورت گرفته و آنها می توانند انحراف از معیار کلامی را شناسایی و در مقابل آن موضع مناسب را اتخاذ نمایند. افراد در این تقابل توانش و کنش گفتاری، به صورت فردی و گروهی به ارزیابی کلام دیگران بر اساس زبان معیار می پردازند. ساختار کاربرد و نحوه ادای کلام درست از نادرست ممکن است فردی باشد. مثلاً افرادی که فرق «آمدم و تشریف آوردم» را تشخیص نمی دهند. جمله متهم به قاضی: «من به دفتر شما تشریف آوردم.»، یک هنجار دستوری است. این جمله می تواند اطلاعات زیادی از سطح تحصیلات، شغل و پایگاه فردی و اجتماعی متهم را به قاضی بدهد و در تصمیم گیری مناسب به او کمک کند. کاربرد کلمات در جملات می تواند شایستگی های اخلاقی مانند خویشتن داری، بردباری، انصاف، همدلی، گذشت و دیگر صفات انسانی را نمایش دهد. در جمله «من چند بار باید بگم...» که توسط قاضی بیان می گردد، نشان از قدرت و پیش داوری در تصمیم دارد و متهم را فردی فراموش کار و بی توجه قلمداد کرده است. اگر این عبارت را با کلام معیار «به نظرم این را قبلاً ذکر کرده بودم که...» مقایسه گردد، مضمون کلام همان ولی شیوه بیان معیار است. در شیوه بیان متهم نیز انحراف از زبان معیار بسیار سرنوشت ساز است؛ مثلاً کرباسچی چنین بیان می کند: «من با اجازه شما می خوام بگم.» وی در مقابل قاضی، اجازه ورود به سخن را می گیرد. متهم تلاش در رعایت شأن، قدرت و نفوذ کلام در مقابل قاضی را دارد و اجازه قاضی را یک فرض می داند. این گفتمان در انحراف کلامی می توانست این گونه باشد «نمی ذاری حرف بزنم.» ارزیابی قاضی و متهم در بیان کلام، جایگاه هر دو را از لحاظ فردی و اجتماعی نشان می دهد. در این پژوهش، پرونده و جلسات محاکمه آقای کرباسچی بدان جهت مورد تجزیه و تحلیل زبانی قرار می گیرد که موقعیت و جایگاه ایشان به عنوان شهردار در انتقال و تأثیرگذاری پیام بر مخاطب (قاضی محترم و مستشاران وی) برای مردم شناخته شده است. انتخاب این پرونده جهت بررسی، بدون توجه به گرایش های سیاسی متهم و یا مسائل سیاسی کشور بوده است. از دلایل انتخاب این پرونده، مختومه بودن آن است که از معدود محاکماتی بوده است که به تفصیل از تلویزیون پخش گردیده و بینندگان زیادی آن را مشاهده کرده اند. موقعیت اجتماعی متهم، نمونه مناسبی برای موضوع این تحقیق ساخته است. وی در زمان همکاری به عنوان شهردار تهران، از موقعیت اجتماعی خاصی برخوردار بوده است. تجزیه و تحلیل چنین پرونده هایی به لحاظ ویژگی های کلامی و زبانی، می تواند راهگشای بسیاری از مشکلات در اثبات یا رد اتهام متهمین توسط قاضی گردد و نقش زبان شناسی حقوقی را در دادگاه و جلسات بازجویی و دفاعیه به خوبی به تصویر بکشد.

زبان شناسی حقوقی یا قضایی به ارتباط زبان و تأثیر آن در کشف اسناد کلامی در حل پرونده های قضایی در دادگاه می پردازد. این رشته زیرشاخه زبان شناسی کاربردی است و منظورشناسی زبان و تجزیه و تحلیل کلام دو ویژگی اصلی آن هستند. گفته ها و نوشته های موجود در پرونده های دادگاه جهت اعتبار سنجی و تأیید صحت موضوعات، از این رشته نوپا در دنیا و به خصوص در ایران مساعدت می گیرد. تأمین مستندات پرونده، یکی از اساسی ترین مراحل کشف جرم است و بازپرسان در مراحل اولیه تحقیق نیازمند کمک کارشناسان زبانشناسی قضایی در شناسایی کنش های کلامی موجود در پرونده هستند. رفتار کلامی مکتوب و شفاهی در شروع تشکیل پرونده تا انتها توسط زبان شناس قضایی بررسی و تناقضات موجود در اظهارات متهم قابلِ ارزیابی و گزارش به دادگاه در کشف جرم است. درواقع زبان شناس قضایی به مدد بازپرس، قاضی و حتی وکیل در روند دادگاه کمک کرده و دلایل و نیات احتمالی اظهارات کلامی موجود در پرونده را تحلیل علمی کرده و به عنوان یک مشاور علمی در اختیار آنها قرا می دهد.

مک منامین6 بر این باور است که فاصله اجتماعی یا جغرافیایی، باعث شکل گیری جوامع خرد یا کلان می شود و تا گروه هست، هنجار نیز وجود دارد. این هنجارهای خاص، باعث انزوای گروه ها از یکدیگر می شود همان طور که وظایف و فعالیت های گوینده در گفتمان نهادی تغییر می کند، شأن، موقعیت اجتماعی و هویت او نیز درحال تغییر است. هنجارهای زبانی مرتبط با پذیرش صورت و نقشهای زبانی در گروه یا اجتماع می باشند. نمونه هایی از هنجارهای زبانی گفتمان که توسط هادسون7 و لباو8 معرفی شده است به ترتیب زیر می باشد:

۱. هنجارهای پرستیژ

۲. هنجارهای برگرفته از قوانین و ضوابط اجتماعی

۳. هنجارهایی که مرتبط با کاربرد سیاق سخن یا گونه های زبانی است.

۴. هنجارهای گروهی

۵. هنجارهای منطقه ای مرتبط با ناحیه جغرافیایی

۶. هنجارهای موقعیتی (موضوع، هدف، شنونده، زمان، مکان)

۷. هنجارهای جامعه پسند

۸. هنجارهای زبانی مرتبط با کاربرد صحیح دستور

از نظر آقاگل زاده9، یکی از وظایف بسیار مهم تحلیل گفتمان، تبیین روابط میان گفتمان و قدرت اجتماعی افراد است. قدرت اجتماعی از آزادی عمل دیگران می کاهد و دانش و نگرش آنها را تحت تأثیر قرار می دهد. ازآنجاکه گویشوران، دسترسی متفاوتی به موضوعات، سبک یا فن دارند؛ نوبت گیری و توالی گفتمانی افراد متفاوت است. به عنوان نمونه ممکن است در دادگاه از متهمان خواسته شود تا به زبان معیار تکلم کنند، فقط درمورد موضوع موردِبحث سخن بگویند و از سبکی احترام آمیز و مؤدبانه استفاده کنند.

از نظر بیابانی و هادیانفر10، بازجویی به عنوان یکی از فرایندهای قانونی کشف حقیقت، به جمع آوری و اخذ اطلاعات صحیح و قابلِ اعتماد از راه سؤال کردن و قدرت ارزیابی اطلاعات کسب شده، جدا کردن و تشخیص حقیقت از دروغ می پردازد. فن طرح سؤالات کتبی و قانونی از طرفین دعوا، شهود و مطلعان واقعه، با هدف اخذ اطلاعات صحیح درخصوص وقایع کیفری به منظور تکمیل دلایل پرونده ی کیفری است که به کمک تکنیک های لفظی و رفتاری منظم و حساب شده اخذ می شود.

از نظر جِعفری11،«علم قاضی در میان چهار ادله اثبات جرم، برای دعاوی حقوقی و کیفری جایگاه مهمی دارد. قاضی بر اساس علم خود، در بررسی یک جرم به دو روش عمل می کند؛ در روش اول، علم قاضی در خارج از جلسات تحقیق و محاکمه کسب می شود؛ به این معنی که قاضی قبل از طرح دعوا در محکمه، واقعه کیفری را شخصاً ملاحظه کند. در روش دوم، قاضی پس از ملاحظه طرح شکایت و دلایل، شواهد و قرائن اتهام و استماع مدافعات متهم و ادله و شواهد اتهام و با بررسی کامل محتویات پرونده و دلایل آنان و استماع اظهارات طرفین دعوا با بهره گیری از ساختارهای زبانی، عالم به صحت اسناد جرم به متهم یا عدم صحت دادرسی شود. نکته مهمی که در ماده ۱۲۰ قانون مجازات اسلامی آمده این است که علم قاضی باید از طرق متعارف به دست آمده باشد و قاضی نمی تواند به استناد خواب یا رویا حکمی را صادر کند. البته علم قاضی در همه شرایط کاربرد ندارد و در جایی که دلایل محکم همچون سند رسمی وجود دارد، به علم خود اتکاء نمی کند. معمولاً قاضی در کشف حقیقت به دو طریق می تواند از علم خود استفاده کند؛ قاضی یا خود باید شاهد و ناظر امر خلافی باشد یا اینکه پس از کار کارشناسی و استعلام نظر خبرگان و جمع امارات، حقیقت را شناسایی کند. به طوری که اگر قاضی دیگری پرونده را موردِ بررسی قرار دهد به همان نتیجه برسد و رأی را بر همان اساس صادر کند.»

باغبانی وکرمپور12، به تحلیل و توصیف رابطه بین ابزار قدرت و پدیدۀ ادب در پیشبرد روند بازجویی در یازده متن بازجویی شفاهی و مکتوب پرداختند که به روش تصادفی از بین پرونده های قضایی موجود در دادسرای عمومی و انقلاب استان بوشهر انتخاب شدند تا محققین دریابند رعایت پدیدۀ ادب از سوی بازجوی پلیس چه تأثیری بر پیشبرد روند بازجویی می تواند داشته باشد و چه عواملی از سوی متهم باعث می شود که بازجوی پلیس در روند بازجویی پدیدۀ ادب را نقض کند؟ درنهایت به این نتیجه نائل آمدند که یکی از دلایل حفظ ادب در روند بازجویی از سوی متهم، می تواند رعایت فاصله اجتماعی باشد؛ چراکه بازجوی پلیس از قدرت اجتماعی بالاتری نسبت به متهم برخوردار است. در روند بازجویی، بازجوی پلیس به دلیل افزایش قدرتی که نسبت به متهم دارد، به منظور رعایت اصل ادب به صورت غیرمستقیم از راهبردهای ادب زبانی استفاده می کند. در روند بازجویی، اگر بازجوی پلیس، متهم را تحقیر کند و ادب زبانی را رعایت نکند، متهم احساس ناامنی می کند. قطع کردن کلامِ متهم و نوبت سخن به دست گرفتن توسط بازجوی پلیس به نوعی مرتبط با نقض اصل ادب است. عامل قدرت در روند بازجویی با عواملی همچون شرایط اختصاصی بافت موقعیتی محیط بازجویی و تفاوت سطح اجتماعی بین بازجو و متهم ظهور پیدا می کند. رعایت اصل ادب توسط متهم باعث می شود بازجوی پلیس با آرامش بیشتری بر روند بازجویی قدرت و تسلّط کافی داشته باشد و یک محیط امن و دوستانه را برای متهم و اقرار گرفتن از او به وجود آورد؛ بنابراین عواملی همچون طفره روی، انکار، حاشیه سازی، طولانی کردن زمان بازجویی و پنهان کاری از سوی متهم باعث می شود بازجوی پلیس در روند بازجویی برای گرفتن اعتراف صحیح و رسیدن به نتیجه منطقی، پدیدۀ ادب زبانی را نقض کند. هنگامی که متهم به خاطر ارتکاب جرایم، خود را در تنگنا می بیند یا به خاطر پرسش های مکررِ بازجو تحت فشار قرار می گیرد، شروع به رفتار و کردار غیرمؤدبانه کرده و در گفتمانِ خود اصل ادب را نقض می کند. به طورکلی، افراد تمایل به حفظ ادب زبانی دارند و خود را با محیط و افراد دیگر وفق می دهند، در مکالمات، انتظار رعایت احترام و ادب را از یکدیگر دارند و سخن بی ادبانه را نمی پسندند. تأثیر عامل قدرت در گفتمان دادگاه کیفری و روند بازجویی با عوامل زیادی همچون بافت موقعیتی جلسه بازجویی و تفاوت سطح اجتماعی بین بازجوی پلیس و متهم ظهور پیدا می کند. در محاکم قضایی نیز به دلیل رسمی بودن محیط دادگاه، همۀ عوامل و کارکنان سعی در حفظ و رعایت ادب را دارند.

لوینسون13 معتقد است که هر عضو نهادی یا سازمانی (پلیس) در مکالمات حقوقی کنترل اهداف حقوقی را در دست دارد و نسبت به محدودیت های اعمال شده بر معنای خاص واژگان و عبارات آگاه است. جهت گیری خاصی نسبت به اهداف وظایف و هویت های خود دارند که به لحاظ قرارداد اجتماعی، مرتبط با نهاد و سازمان مربوطه آنهاست. وی این نوع جهت گیری را «طرح واره استنباطی در بافت موقعیتی» نامید. روابط غیرمتقارن، همیشه به این معنی نیست که عضو یک نهاد سازمانی همیشه از قدرت خود به شکل منفی استفاده می کند. برای مثال وقتی یک وکیل از یک شاهد به نفع موکل خود سؤال می پرسد، از موقعیت و جایگاه قدرتمند خود به منظور حمایت از شهادت نامه شاهد درجهت مثبت بهره می گیرد.

مؤمنی و عزیزی14، معتقد هستند که رسمی بودن یا غیررسمی بودن موقعیت اقتضا می کند که روابط اجتماعی نیز با آن موقعیت همگونی داشته باشد و این امر در واژگان و دیگر سطوح زبانی نمایان می گردد؛ به گونه ای که به طور یکدست گزینش های غیررسمی به جای گزینه های موجود رسمی تر در متن غیررسمی به کار می رود. بافت موقعیتی که در کلیه محاکم قضایی وجود دارد، بافت فیزیکی و حقوقی است که روابط قدرت و سلسله مراتبی در آن حاکم است. در فرایند بازجویی، افراد شرکت کننده در آن محیط به رابطه قدرت و گفتمان بالقوه آن آگاهی دارند. بازجو هر جا که بخواهد کلام متهم را قطع می کند ولی متهم نمی تواند کلام بازجو را قطع کند. ولو آنکه کلامش قطع شود.

رجبلو و علیخانی15 با بهره گیری از نظریه باختین و مناسبات زبان و قدرت در گفتمان فرکلاف، وجه زبان خاص جوانان در فضای خرده فرهنگ را موردِبررسی قرار دادند. روند تجزیه و تحلیل داده های پژوهش آنها به این نتیجه رهنمون شد که گفتار عامیانه در خرده فرهنگ جوانان به گونه ای متفاوت در فضای فرهنگی پایین شهر و بالای شهر و در حوزه های ارزشی و عقیدتی متفاوتی از گفتمان مسلط، به رشد و تداوم می یابد. هر چه این گروه پویاتر باشد، زبان نیز با سرعت و گسترۀ بیشتری تغییرات را در خود منعکس می نماید. ازآنجاکه جوانان جزء پویاترین گروه های اجتماعی محسوب می شوند، سریع تر از گروه های دیگر، تغییرات اجتماعی را می پذیرند و این تغییرات را در تمامی وجوه زندگی خود و به ویژه زبان نمایان می سازند. فضای خرده فرهنگی، بار ارزشی و معنایی ویژه ای به این زبان می بخشد که موردِپذیرش تمامی افراد جوان جامعه نمی باشد، لذا تنها افرادی که متعلق به این خرده فرهنگ می باشند در گفتار روزمرة خود از این سبک زبانی استفاده می کنند. در سطح زبانی، قواعد دستوری و نحوی، قواعد ادبی و زیبایی شناختی با تقدم و تأخر و تغییر و جابه جایی های ساختارشکنانه در واژگان و جملات زبان رسمی و معیار، عامدانه نقض می شود. در سطح معنایی نیز، ارزش های دارای قدرت گفتمان مسلط در حوزه های دین، جنسیت و نهادهای اجتماعی گفتمان حاکم در خانواده و مدرسه به چالش کشیده می شود.

علی رغم پژوهش هایی که توسط محققان برجسته در رشته حقوق و زبان شناسی انجام شده است، این تحقیق گفتمان حقوقی قاضی و متهم (کرباسچی) را به لحاظ جنبه های زبان شناختی موردِ بررسی قرار می دهد و در پی کشف تأثیر عوامل موقعیتی بر گفتمان حقوقی و دلایل تغییر و انحراف از هنجارهای زبانی است. برای یافتن پاسخ، از الگوی هنجارهای زبانی تجویزی و توصیفی مک منامین (۲۰۰۲) بهره می جوییم. این جستار به دنبال یافتن پاسخ برای پرسش های زیر است:

١-چرا در گفتمان قاضی و متهم، بسامد وقوع تغییر و انحراف از هنجارهای زبانی تجویزی و توصیفی متفاوت است؟

٢-چگونه هویت قاضی و متهم به لحاظ هنجارهای توصیفی زبان در روابط قدرت متفاوت است؟ شدت و ضعف هنجارهای زبانی توصیفی متأثر از چه عناصری است؟

2- روش اجرای پژوهش

نوع تحقیق حاضر، کاربردی و روش به صورت تحلیلی ـ توصیفی است و داده های آن به صورت ۲۰ فیلم ۱۰ دقیقه ای به دست آمده است. مکالمات قاضی و متهم به صورت نوشتاری درآمد و توسط دو کارشناس زبان شناسی بررسی و اعتبارسنجی شده اند. پس از دسته بندی داده ها در سه طبقه، بسامد آنها شمارش شده و در جدول داده ها قرار داده شدند. به منظور کشف متغیرهای زبانی و هنجارهای تجویزی و توصیفی، از الگوی هنجارهای زبانی تجویزی و توصیفی مک منامین (۲۰۰۲) پیروی کرده ایم. وی سه نمونه هنجار زبانی گفتمان با ذکر مثال معرفی کرده است:

 

 

۳- نتایج آماری پژوهش

در بخش بعد به تجزیه و تحلیل داده های آماری بر اساس بسامد وقوع آنها خواهیم پرداخت تا تفاوت کاربرد هنجارهای زبانی تجویزی و توصیفی توسط قاضی و متهم را مقایسه نماییم و علت پیروی، تغییر یا انحراف از هنجارهای زبانی را شرح دهیم:

 

 

همان طور که جدول ۲ نشان می دهد، تعداد جملات قاضی ۵۵۲ جمله است. تعداد کل هنجارهای زبانی تجویزی و توصیفی در گفتار وی ۳۱۷ مورد (۴/۵۷٪) گزارش شده است. این درحالی است که تغییر در هنجار و انحراف از هنجارهای تجویزی و توصیفی به ترتیب ۱۳۱ (٪۷/۲۳) و ۱۰۴ مورد (۸/۱۸٪) بوده است که در مقایسه با خود هنجار پایین تر بوده است. تقریباً، نصف هنجارهای زبانی گزارش شده است. روی هم رفته، قاضی ۱۰۴ مورد هنجار تجویزی دستوری و جامعه پسند،۴۹ موردِتغییر در این هنجارها و ۳۳ مورد انحراف از این هنجارها را داشته است. بسامد وقوع هنجارهای زبانی توصیفی به قرار زیر است: ۲۱۳ مورد هنجار زبانی توصیفی،۸۲ مورد تغییر در هنجار زبانی توصیفی و ۷۱ مورد انحراف از هنجار زبانی توصیفی. درمورد پیروی از هنجارهای زبانی تجویزی باید گفت که قاضی،۵۴ مورد هنجار زبانی جامعه پسند داشته است که بیشتر از متهم (۱۸ مورد) گزارش شده است. پیروی قاضی از هنجارهای زبانی توصیفی پرستیژ و طبقه اجتماعی بالا برای ایشان به ترتیب ۶۹ و ۶۷ مورد گزارش شده است که با فراوانی (۲۰ و ۳۶) بیشتر از متهم بوده است. قاضی،۳۰ مورد کاربرد هنجار زبانی مختص گویش منطقه ای تهرانی داشته است. درحالی که متهم در این مورد هیچ فراوانی نداشته است. در گفتمان قاضی، نوع جملات کاربردی اشاره به موقعیت اجتماعی وی و تعلق ایشان به طبقه اجتماعی بالا و نیز توجه وی به بافت موقعیتی و محیط دادگاه دارد. درواقع هنجار توصیفی در گفتمان وی نسبت به هنجار تجویزی کاربرد بیشتری دارد.

 

آمار مربوط به جدول ۳ نشان می دهد که تعداد جملات متهم،۶۴۳ مورد بوده است که از این تعداد ۱۲۷ مورد (۷/۱۹٪) هنجار زبانی تجویزی و دستوری،۲۵۳ مورد (۳/۳۹٪) تغییر در این هنجارها و ۲۶۳ مورد (۹/۴۰٪) انحراف از این هنجارها بوده است. درمجموع، پیروی از هنجارهای زبانی توصیفی (پرستیژ، گونه زبانی، طبقه اجتماعی، گویش منطقه ای (تهرانی) و بافت موقعیتی دادگاه) متهم با ۸۴ مورد، تغییر از این هنجارها با ۱۷۴ مورد و انحراف از این هنجارها با ۱۴۶ مورد بیشتر از هنجارهای زبانی تجویزی بوده است. تغییر از هنجارهای زبانی توصیفی بیشتر از انحراف از هنجار بوده است. انحراف از هنجار زبانی تجویزی دستوری برای متهم با بسامد وقوع ۶۶ مورد، بیشتر از هنجار و تغییر در آن بوده است. این تعداد برای قاضی فقط ۱۳ مورد گزارش شده است. متهم ۴۳ مورد انحراف از هنجار گونه زبانی داشته است که بالاتر از هنجار و تغییر در آن ملاحظه گردید. قاضی در انحراف از این هنجار ۱۰ مورد عدم پیروی داشته است. تغییر در هنجار زبانی مربوط به بافت موقعیتی دادگاه، برای متهم با ۳۹ مورد بیشتر از قاضی با تعداد ۱۸ بوده است. در گویش متهم که تهرانی است، تغییر در هنجار نیز به چشم می خورد که بیشتر از انحراف از این هنجار بوده است. باتوجه به اینکه گفتمان او در بافت موقعیتی دادگاه صورت می پذیرد، تعداد جملات با تغییر در هنجار، بیش از جملات با هنجار زبانی است. انحراف از هنجار زبانی جامعه پسند برای متهم بسیار بالاتر از قاضی بوده است. شاید به این دلیل که به عنوان عضوی از اجتماع چه در سطح اجتماعی بالا و چه در سطح اجتماعی پایین، کمتر سعی می کند از هنجار زبانی که در بین مردم جامعه عرف است پیروی کند و انحراف از آن را ترجیح می دهد. وی در محیط دادگاه کیفری، گاهی احترام به قاضی و وکلا را به ورطه فراموشی می سپارد و با کاربرد جملات نادرست، رفتار زبانی خود را زیر سؤال می برد. درحالی که قاضی در مقایسه با متهم، استفاده زیادی از هنجار زبانی تجویزی جامعه پسند دارد تا تغییر در این هنجار و انحراف از آن و این مورد می تواند به دلیل شخصیت والا و مقام اجتماعی بالای قضات باشد که در جایگاه بالا خود را پایبند به پیروی از این نوع هنجار می کنند.

آمار توصیفی هنجارهای زبانی تجویزی و توصیفی برای دو طرف گفتمان تفاوت معنی داری دارد. در کل، تعداد هنجارهای زبانی تجویزی و توصیفی قاضی با تعداد ۳۱۷ بیشتر از متهم بوده است. تغییر و انحراف از هنجارهای زبانی تجویزی و توصیفی توسط متهم با فراوانی ۲۵۳،۲۶۳ بیشتر از قاضی گزارش شده است. بیشترین فراوانی هنجارها مربوط به هنجار زبانی پرستیژ با تعداد ۱۰۵، انحراف از هنجار زبانی تجویزی دستوری با ۷۹ مورد و تغییر در هنجار زبانی مربوط به طبقه اجتماعی بالا با ۷۴ مورد گزارش شده است. کمترین فراوانی هم مربوط به هنجار توصیفی مختص گونه زبانی با ۱۸ مورد، تغییر در هنجار زبانی مرتبط به گویش منطقه ای تهرانی با تعداد ۲۹ و انحراف از هنجار زبانی مرتبط به گویش منطقه ای تهرانی یا رقم ۲۴ بوده است. درمجموع میزان کاربرد هنجارهای زبانی توصیفی بیشتر از تجویزی بوده است. انحراف از هنجار زبانی تجویزی دستوری، پایین ترین میزان انحراف با بسامد وقوع ۳۳ بوده است که توسط قاضی به کار رفته است. بیشترین تعداد تغییر هم مربوط به متهم با فراوانی ۱۷۴ گزارش شده است. هم شخص قاضی و هم شخص متهم، درموارد اندک از زبان محلی و غیراستاندارد استفاده کرده اند.

هنجار زبانی توصیفی ٨٤ (٧/٢٠٪تغییر در هنجار ١٧٤(٤٣٪) و انحراف از هنجار ١٤٦ (٦/١٣٪) که نشان می دهد از لحاظ آماری خی دو (۰۵/۰ p<، ۲۸X=) معنی دار است. تمایل وی بیشتر به سمت تغییر در هنجار است تا انحراف از هنجار. وی سعی می کند با کاربرد زبان رسمی و یا نزدیک به آن سطح اجتماعی خود را حفظ کند. در هنجار تجویزی انحراف معنی دار مشاهده شد. در قاضی ٣٣ مورد و در متهم ١١٧ مورد انحراف مشاهده شد که از لحاظ آماری (۰۵/۰ p<، ۳۷X=) معنی دار است.

در بخش بعد گفتمان های موردنظر هر دو طرف مکالمه را از منظر روابط قدرت و حفظ موقعیت اجتماعی مورد بررسی قرار می دهیم:

قاضی: آقا صحبت بکنین. فرضم باشه من باید اجازه بدم آقای کرباسچی.

کرباسچی: من با اجازه شما می خوام بگم.

قاضی: نه. اجازه ... شما صحبتتون رو بفرمایید.

آقای کرباسچی با رعایت جایگاه خود، گفتمان خود را به صورت مؤدبانه و با کسب اجازه از محضر قاضی مطرح می کند. درحالی که قاضی با قدرت بالای خود و رعایت حد و حدود، به متهم اجازه هرگونه برخوردی را نمی دهد.

کرباسچی: آقا ایشونو آوردن. یه آدمی هست؛ ۲۸ ساله مستخدم اتاق شهرداره. از سرابم هست. لهجه خارجی ام هنو بلد نیست صحبت کنه.

باتوجه به شأن و جایگاه پایین خدمتکار نسبت به شخص شهردار، آقای کرباسچی نمی تواند احترامات را نادیده بگیرد و از قدرت خود نسبت به او سوءاستفاده کند. به همین دلیل با رعایت احترام وی را «ایشون» خطاب می کند تا جایگاهش را زیر سؤال نبرد و از او حمایت کرده باشد. در این بخش از گفتارش، موضع زبان شناختی خود را تغییر داده و به آرامی صحبت کرده و از حضار جلسه و بالأخص شخص قاضی تشکر می کند. وی با گفتن این مورد که می خواهد استعفا دهد تا به زندگی شخصی خود بپردازد و درصورت لزوم به زندان برود، سعی دارد قدرت و جایگاه خود را در سطح پایینی نشان داده و توجه همه را به سمت خود جلب کند (بخشی از گفتمان حقوقی قاضی و متهم در یکی از جلسات دفاعیه، در بخش ضمیمه ارائه گردیده است.)

۴- بحث و نتیجه گیری

سطوح ارتباطی گویشوران در دادگاه شامل ارتباط درون فردی، ارتبـاط بـین فـردی و ارتبـاط عمومی می باشد. پیام ها بـر اسـاس تجـارب ذهنی رمزگردانی و رمزگشایی می شوند. ما از طریق سه کانـال اصـلی کلامی، نوشتاری و غیرکلامی با دیگران ارتباط برقرار می کنیم. در ارتباط مستقیم، گوینده و شنونده فرصت تصحیح یکدیگر‎ را دارند. ارتباط آنها عمیق و تأثیرگذار‏‎ است و آثار پیام آنها قابلِ رؤیت خواهد بود.

در پاسخ به نخستین سؤال پژوهش (چرا در گفتمان قاضی و متهم، کاربرد هنجارهای زبانی تجویزی و توصیفی متفاوت است؟) باید گفت که کاربرد هنجارهای زبانی تجویزی و توصیفی در گفتمان قاضی و متهم یکسان نیست و تعابیر مختلفی از کلمات و ابزارهای زبانی دارنـد. فاصله اجتماعی برحسب منزلت اجتماعی، رسمیت بافت موقعیتی مشخص می شود. مثلاً افراد با وضعیت و جایگاه اجتماعی بالا بیشتر از جملات امری استفاده می کنند. موقعیت اجتماعی، منبعی برای قدرت اجتماعی و سیاسی است و ارزش های فردی، اعتقادی، اخلاقی و فرهنگی در جامعه به صورت متفاوت بازنمایی می شوند. گفتمان، نوعی قدرت اجتماعی است که به منظور کسب هویت صورت می پذیرد و هر شخص طبق جایگاه قدرتمند خود و بر اساس روابط سلسله مراتبی به این مهم دست پیدا می کند. افراد قدرتمندی همچون قاضی، بهتر از دیگر افراد در محاکم گفتمان و مکالمه را در دست می گیرند و از ابزارهای زبان شناختی خاص به منظور کنترل و تأثیرگذاری بر مخاطب استفاده می کنند. مشخص گردید که قضات از زبان رسمی و استاندارد استفاده بیشتری دارند زیرا به آنها پرستیژ خاصی می دهد و آنها را در طبقه و جایگاه بالایی حفظ می کنند.

درمجموع، پیروی از هنجارهای زبانی توصیفی (پرستیژ، گونه زبانی، طبقه اجتماعی، گویش منطقه ای (تهرانی) و بافت موقعیتی دادگاه) متهم با ۸۴ مورد، تغییر از این هنجارها با ۱۷۴ مورد و انحراف از این هنجارها با ۱۴۶ مورد بیشتر از هنجارهای زبانی تجویزی بوده است. تغییر از هنجارهای زبانی توصیفی بیشتر از انحراف از هنجار بوده است.

درمورد پیروی از هنجارهای زبانی تجویزی باید گفت که هنجار زبانی جامعه پسند توسط قاضی بیشتر از متهم گزارش شده و پیروی قاضی از هنجارهای زبانی توصیفی پرستیژ و طبقه اجتماعی بالا برای ایشان نیز بالاتر بوده است. وی، ۳۰ مورد کاربرد هنجار زبانی مختص گویش منطقه ای تهرانی داشته است. درحالی که متهم در این مورد هیچ فراوانی وقوعی نداشته است. انحراف از هنجار زبانی تجویزی دستوری برای متهم بیشتر از هنجار و تغییر در آن بوده است. انحراف از هنجار گونه زبانی متهم بالاتر از هنجار و تغییر در آن ملاحظه گردید. بیشترین فراوانی هنجارها مربوط به هنجار زبانی پرستیژ، انحراف از هنجار زبانی تجویزی دستوری و تغییر در هنجار زبانی مربوط به طبقه اجتماعی بالا گزارش شده و کمترین فراوانی هم مربوط به هنجار توصیفی مختص گونه زبانی، تغییر و انحراف از هنجار زبانی مرتبط به گویش منطقه ای تهرانی بوده است. درمجموع میزان کاربرد هنجارهای زبانی توصیفی بیشتر از تجویزی بوده است. پایین ترین میزان انحراف از هنجار زبانی تجویزی دستوری، توسط قاضی به کار رفته و بالاترین تعداد تغییر هم مربوط به متهم بوده است.

کاربرد بیشتر هنجار زبانی تجویزی جامعه پسند توسط قاضی تا تغییر در این هنجار و انحراف از آن، می تواند به دلیل شخصیت والا و مقام اجتماعی بالای قضات باشد که در جایگاه بالا خود را پایبند به پیروی از این نوع هنجار می کنند. درواقع، هنجار زبانی تجویزی با ساختار دستوری صحیح زبان استاندارد و معیار است که باید در گفتار و نوشتار رعایت کرد. هنجار زبانی تجویزی جامعه پسند، زبانی محاوره ای و غیراستاندارد است که فقط در گفتار کاربرد دارد و برای اجتماع پذیرفته شده است. متهم، در برخی موارد از جملات مغلوب و به هم ریخته ساختاری استفاده می کرد که در آنها ارکان جمله در جای خاص خود نیامده اند و تناقض در گفتارش آن چنان است که خود دلیلی بر اثبات جرم است نه سلب اتهام از وی.

هنجارهای دستوری، چگونگی روابط اجتماعی و رفتارهای کلامی را معـین می کند. متهم با آگاهی از بافت فرهنگی و مذهبی جامعۀ خود و توجه به اعتقادات و تعصب سعی بر آن دارد تا به واسطه ساختار زبانی خاص، نگاه و ذهنیت قاضی را نسبت به خود تغییر دهد، نگرش وی را نسبت به خود مثبت کند و جرم صورت گرفته را تنها یک اشتباه کوچک جلوه دهد. سوء رفتار اجتماعی او به حدی است که گفتمانش را نیز تحت تأثیر قرار می دهد.

یافته های پژوهش حاضر با نتایج تحقیق رجبلو و علیخانی هماهنگ است که معتقدند سبک زبانی خاص، با نقض قواعد زبان رسمی جامعه و با به کار گرفتن واژگان و عبارت های ویژه، به صورت گفتاری عامیانه هویتی مستقل پیدا می کند. در سطح زبانی، قواعد دستوری و نحوی، قواعد ادبی و زیبایی شناختی با تقدم و تأخر و تغییر و جابه جایی های ساختارشکنانه در واژگان و جملات زبان رسمی و معیار، عامدانه نقض می گردد.

در پرسش دوم پژوهش، به دنبال یافتن ابعاد مختلف هویت و شدت و ضعف معیارهای مرتبط با آن و تأثیرپذیری از مؤلفه های کاربردی زبان و روابط قدرت بودیم. در پاسخ می توان گفت که فاصله اجتماعی، سن، جنسیت، قومیت، مذهب و انواع شبکه های اجتماعی ابعاد مختلفی از هویت هستند. اعضای یک گروه اجتماعی از طریق برقراری ارتباط می توانند اندیشه ها و میراث فرهنگی خود را گسترش دهند و در پی حفظ آن بکوشند. واژگان، بازتابی از فرهنگ یک جامعه می باشند که مردم آن، خود را با فرهنگ و زبان حاکم بر آن تطبیق می دهند. باتوجه به تأثیر متقابل زبان و فرهنگ، ساخت عناصر و واژگان زبانی فرهنگ یک جامعه تحول می یابد و به عنوان عنصری مهم در شکل گیری هویت فرهنگی آن قوم به حساب می آید. زبان عامیانه16 برای پایه ریزی هویت اجتماعی است که بین دوستان صمیمی و درون گروه انجام می شود که از زبان ممنوعه17 استفاده می کند تا در این نوع گفتمان، شخصیت و هویت اجتماعی خود را نشان دهد و ارتباطات قدرت را رد کند. این امر بیشتر برای کم کردن فاصله اجتماعی بین گویشوران کاربرد دارد و نوعی زبان درون گروهی18 است. افراد از هنجارهای زبانی تخطی کرده و دارای هنجارهای درون گروهی19 می شوند تا بتوانند به راحتی فرد خارج از گروه را شناسایی کنند. «زمانی می توان یک فرد را فردی اجتماعی نامید که از روابط اجتماعی، دلیل و ضرورت آن مطلع باشد. خود را با رعایت موازین اجتماعی و هنجارهای حاکم بر جامعه ملتزم بداند و ضمن اهمیت دادن به ارزش های اجتماعی و پایبندی به آنها، بتواند مدافع ارزش های اجتماعی و هنجارهای حاکم بر آن باشد20 اگر نتوانیم یا نخواهیم منظور خود را با صراحت بیان نماییم، طرف مقابل به اشتباه می افتد و به حدس و گمان متوسل می شود و از واقعیت دور می گردد. ابهام و عدم صداقت در ارتباطات انسانی، سرمنشأ بسیاری از مسائل و مشکلات در ارتباطات فردی است. هر جامعه ای متناسب با شرایط خود، فرهنگ، رشد و انحطاط فردی، با انواعی از انحرافات و مشکلات روبه رو است. امروزه شبکه های اطلاعاتی و مجازی عملکرد ارتباطی انسان را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. رابطه فضای مجازی با زندگی فرهنگی، سبک زندگی و الگوی روابط میان فردی باعث پیدایش هویت های جدیدی شده است. زیرا تأثیر فرهنگ، جامعه و سنت های پدید آمده از آن بر فضای مجازی و مناسبات و محتوای درون آن و نیز تأثیر فضای مجازی بر فرهنگ، غیرقابلِ انکار است. افراد از طبقه متوسط یا بالا رمزگان محدود دارند، تجربه آنها از زندگی کم است. بیشتر به سمت مسائل شخصی سوق داده می شوند و از تعاملات روزمره به دور هستند. آنها نسبت به طبقات پایین تر جامعه تجارب اجتماعی کمتری دارند زیرا از کودکی در بطن تودۀ مردم کوچه و بازار رشد نکرده اند.

نتایج مثبت این جستار، همسو با یافته های باغبانی وکرمپور می باشد؛ زیرا از نظر محققین در هر دو پژوهش، یکی از دلایل حفظ ادب در روند بازجویی و جلسات دفاعیه از سوی متهم می تواند رعایت فاصله اجتماعی باشد؛ چراکه قاضی و بازجوی پلیس از قدرت اجتماعی بالاتری نسبت به متهم برخوردار هستند. عامل قدرت در روند بازجویی، با عواملی همچون شرایط اختصاصی بافت موقعیتی محیط بازجویی و تفاوت سطح اجتماعی بین قاضی، بازجو و متهم ظهور پیدا می کند. رعایت اصل ادب توسط متهم باعث می شود بازجوی پلیس با آرامش بیشتری بر روند بازجویی قدرت و تسلّط کافی داشته باشد و یک محیط امن و دوستانه را برای متهم و اقرار گرفتن از او به وجود آورد. عواملی همچون طفره روی، انکار، حاشیه سازی، طولانی کردن زمان بازجویی و پنهان کاری از سوی متهم باعث می شود بازجوی پلیس در روند بازجویی برای گرفتن اعتراف صحیح و به نتیجه منطقی رسیدن، ادب زبانی را نقض کند. هنگامی که متهم به خاطر ارتکاب جرایم، خود را در تنگنا می بیند یا به خاطر پرسش های مکررِ بازجو تحت فشار قرار می گیرد، شروع به رفتار بی ادبانه کرده و در گفتمانِ خود اصل ادب را نقض می کند.

زبان های اجتماعی به عنوان مجموعه ای از الگوها و عناصر زبانی و ساختارهای کلامی گویشوران همگن بوده و به عنوان بخشی از گفتمان در نظر گرفته می شوند. ساختار اجتماعی هر جامعه همسو با فرهنگ کلان آن جامعه و زبان خاص آن است. چراکه تحلیل گفتمان و هنجارهای زبان در بسیاری از بسترهای اجتماعی، به خصوص در تعامل ها و کنش های اجتماعی کاربرد دارد. می توان با شناسایی شیوه گفتار و نوشتار مظنونین به هویت مجرم دست یافت. دگرگونی در فرهنگ و مناسبات اجتماعی، تغییر در هویت و مناسبات فردی و میان فردی جوامع را ایجاد کرده است؛ زیرا هر سطح و طبقه اجتماعی درجه بندی مشابهی در میزان سبک رسمی یا غیررسمی باتوجه به شغل، درآمد و تحصیل دارد. هر عضو جامعه گفتاری گنجینه ای از هویت های اجتماعی دارد و هر هویت در هر بافت با صورت های کلامی و غیرکلامی مرتبط است. وقتی هوش بین فردی در سطح بالایی باشد، مهارت گفتاری افراد نیز بالا خواهد بود. چون بهتر در فرایند ارتباطی مشارکت دارند و متعاقب آن فصاحت کلام بیشتر خواهد بود. نتایج جستار حاضر در قالب محاسبات آماری نشان می دهد که نوع باورهای فرهنگی و ضعف مهارت گفتاری دلیل اصلی محدودیت های ارتباطی افراد است. عدم ِتشابه زبانی و هویتی گویش وران موجب می شود که آنها خود را خارج از یک گروه تصور کنند و تفاوت بین آنها موجب فاصله اجتماعی و اعتقادی می شود و این تمایز در تمام مؤلفه های فرهنگی و اجتماعی آنان قابلِ رؤیت است. زبان و هنجارهای زبانی توصیفی و تجویزی تنها رابط میان تجربیات و جهان واقعیت هستند و نقش گسترده ای در تجسم و چهارچوب بندی آنها دارند و عامل مهمی در هویت یابی گروهی و اجتماعی به شمار می آیند. تکرار پیام و تقویت آن درصورت درک نادرست پیام از سوی دریافت کننده و شنونده می تواند از اختلال ارتباطی جلوگیری نماید. اگرچه رعایت ادب نوعی اصل کلامی است، گاهی اوقات متهمان در تعاملات حقوقی خود با قضات، وکلا و بازپرسان سعی دارند تا قواعد و هنجارهای زبانی را که از منظر خود صحیح و متناسب با زبان معیار است، با اجبار و نقض اصل ادب در گفتار به آنها عرضه نمایند. در این میان، گاهی در لهجه و گویش فرد خشونت و توهین لفظی به چشم می خورد. گویشوران در هر تعامل اجتماعی با استفاده از نمادها و نشانه های خاص، یکدیگر را نسبت به پذیرش اعتقادات خاص و یا گام برداشتن در جهت عملی خاص متقاعد می کنند. افراد از طریق ایدئولوژی های زبانی می توانند گفتمان و ساختارهای زبانی را کاملاً درک کنند و یاد می گیرند که زبان، قدرت و هویت دینی را در جوامع اجتماعی و فرهنگی با گویش های متفاوت به صورت انتقادی موردِبررسی قرار دهند.

در جلسات دادگاه، قاضی بافت موقعیتی را در نظر داشته، گفتمان خود را مطابق با محیطی که در آن قرار دارد، هماهنگ کرده و هنجارهای زبانی تغییر و انحراف از آن را متناسب با محیط تنظیم می نماید. به طورکلی می توان گفت که در بافت اجتماعی مشخص و تعریف شده، کاربرد زبان استاندارد و پرستیژ توسط افراد و به طور خاص قضات کاربرد بسیاری دارد و تغییر و انحراف از هنجارهای زبانی در حد بسیار پایینی است. در هر جامعه زبانی، تغییر در هنجارهای زبانی تجویزی و توصیفی بالاترین بسامد را به خود اختصاص می دهد؛ زیرا توسط اکثریت مردم پذیرفته شده، قابلِ قبول همگان بوده و تبدیل به عرف زبانی شده است. این هنجار به صورت کلیشه ای در ذهنیت افراد قرار دارد. نوع گفتار اشخاص بستگی به زبان و ساختار آن دارد و با استفاده از زبان می توان هویت خود را شکل داد. افراد با پیروی از هنجارهای زبانی می توانند هویت خود را بسازند. زبان معیار هر کشور، شاخص قدرت آن محسوب می شود. بررسی قدرت در مکالمات زبانی و نوع گویش افراد می تواند هر متن یا گفتمانی را شامل شود و به گویشوران اجازه می دهد تا به صورت انتقادی شخصیت، زبان و قدرت را در هر موقعیتی موردِارزیابی قرار دهند.

مؤلفه های مشترک هنجارهای تجویزی و توصیفی گفتار عبارت است از وضعیت یا نحوه کارکرد مطلوب و معیار، تغییر در قواعد و هنجارهای کلامی و انحراف از هنجارهای دستوری معیار که شروع نابهنجاری است. واژگان ممنوع و تابوها، در واژگان هر قوم، ملّت و فرهنگی وجود دارد و از فرهنگی به فرهنگی دیگر تعداد این واژگان کاهش یا افزایش می یابد. بر زبان آوردن آنها به دلایلی چون شرم، ترس و اعتقادات دینی مخالف ادب و شرع اسلام است. طبقات مختلف اجتماعی نیز میزان و نوع کاربرد آنها را مشخص می کنند.

هم قاضی و هم متهم از هنجارهای زبانی، توصیفی و تجویزی به طور متفاوت بهره می گیرند و میزان انحراف آنها از چنین هنجارهایی نیز با یکدیگر فرق می کند. افراد برحسب میزان روابط قدرت از گفتمان های مختلف استفاده می کنند تا هویت کسب کنند. صراحت و صادق بودن در گفتمان فرایندی است که در ارتباطات انسانی به شکل نامحسوس اما بسیار مؤثر نقش بازی می کند که دو طرف درگیر در ارتباط، آن را حس می کنند. در تعاملات حقوقی، قضات سعی می کنند قوانین و هنجارهای زبانی را رعایت کنند. درصورتی که متهمان در بخشی از پاره گفتار خود از قوانین سرپیچی کرده و از هنجارهای اجتماعی منحرف می گردند که به تبع آن در رعایت هنجارهای تجویزی و توصیفی توسط آنها تأثیر می گذارد.

پژوهش حاضر از دستاورد تحقیقات پیشینیان در راستای رسیدن به هدف، سود جسته است. آنچه مسلم است این است که اساس جستار حاضر بر تحلیل دستوری و واژگانی و بر چهارچوب زبان شناسی حقوقی، استوار است. پس باتوجه به کثرت واژگان و ساختارهای زبان ها و گویش ها و لهجه های مختلف، راه برای تحقیقات بیشتر در آینده باز است و محققین می توانند با بررسی بیشتر در حوزۀ گفتمان حقوقی، به روابط واژگانی و ساختاری جدیدی پی برده و اقدام به تحقیق نمایند. در تحقیق حاضر، تحلیل داده های زبانی بر اساس تحلیل گفتمان حقوقی می باشد که خود بر اساس مهم ترین نظریه های زبان شناسی بنا شده است اما پرداختن به همۀ جوانب و تمامی نظریات زبان شناسی میسر نمی باشد. داده های جمع آوری شده می توانست بسیار بیشتر از این چیزی که هست، باشد تا جنبۀ گسترده تری از گفتمان حقوقی و زبان شناسی قضایی موردِ بررسی قرار گیرد و کاربرد این رشته را برای قانون گذاران، مجریان قانون، مدیران، رؤسا، نیروی انتظامی، مترجمان، جامعه شناسان و روان شناسان نیز به طورگسترده و تأثیرگذاری نشان دهد. محدود بودن موضوع به ابعاد کلامی و موقعیتی قاضی و متهم و تأثیر هنجارهای تجویزی و توصیفی بر تعاملات در محاکم قضایی و عدم انجام تحقیق درمورد ویژگی های کلامی وکلا، بازپرسان، ضابطین قضایی و افسران پلیس و کارآگاهان اطلاعات کاملاً دقیقی پیرامون تأثیرگذاری این عناصر بر گفتمان حقوقی به دست نمی دهد و بدون بررسی در سایر حوزه های مرتبط، قابلیت تعمیم دقیقی نخواهد داشت.

 

ضمیمه ۱

دفاعیات کرباسچی شهردار سابق تهران

کرباسچی:

عرض من اینه: اگه درخواست من قانونیه اگرم غیر قانونیه شما رد کنید. من از وکلای محترم پرسیدم. حالا ـ چون شما جلسه قبل من بند قانون بلد نیستم و اینها اشکالی نداره. ما افتخارمون این نیست که قانون بلد باشیم. ما خدمتگزار مردمیم و سفور مردم بودیم. خیلی به قانون و اینا وارد نیستم. ولی خوب تونستم ۷,۸ سال کاری بکنم که رئیس جمهور وقت و رئیس جمهور بعد بگن آبروی جمهوری اسلامی. اما ـ حالا که شما قانون بلد هستید و من یقین دارم از من واردتر هستید. مسائل مالی، مسائل تخصصی است جناب آقای محسنی. توی این دادگاه ارقام ریالی رو شما مطرح می فرمایین. میلیاردی بحث مطرح می شه.

مردمم گرفتاری اقتصادی دارن. گرفتاری مالی دارن. میگن اوه. چند میلیارد؟؟ بعد یه دفه میگن ریال. حالا ـ اولش آدم فکر نمی کنه به تومنه. بعدم که میلیونشم برا مردم خیلیه. ولی ـ فکر نمی کنن که آقا٬اینایی که شما میگین ۱ میلیارد و ۴۰۰. ۱ ریالش توی جیب بنده نرفته. شما اسمشو ممکنه بزارید اختلاس. یکی از اشکالات منم اینه. الان من نشسته بودم. شما باز به بنده فرمودین متهم به اختلاس. جلسه قبل فرمودین شرکت در اختلاس. من خوشحال شده بودم که شما یه درجه تخفیف دادید. دیدم الان باز برگشتید سر خونه اول. بالاخره ـ شرکت در اختلاس یا اختلاسه.

بعدم ـ اختلاس رو من خواهشم اینه یه برنامه تلویزیونی که برا مردم پخش می شه روشن کنید. اگه شما یه قانون یه مجوزی رو که بنده از وزیر گرفتم قبول ندارین. می گید وزیر حق نداشته. همون جور که اومدین تو زندان به من فرمودین ایشون حق نداشته. بگید آقا تو تخلفت مربوط به اون مجوزیه که اون مجوز باطل بوده. الان در هیئت محترم دولت هر روز صدها مصوبه تصویب میشه. دستگاه ها عمل می کنن. یک وقتی این مصوبات رو می فرستن مجلس. مجلس میگه آقا این مصوبه با این گوشه قانون نمی خونه. بعد چکار می کنن؟ می گن این مصوبه باطله. ولی ـ وزرا رو نمی گیرن تو انفرادی آویزون بکنن که ... بنده عرضم اینه که اگر اختلاس برای مردم روشن نشه به نظام ضربه می خوره تو این پرونده. همون جور که تو این ۱ سال خورده.

همه فکر می کنن یه مدیری که تحت نظر همه مسئولین داشته خدمت می کرده آنقدر کار کرده. آنقدر خدمت کرده. آنقدر آبرو برا نظام آورده که همه می گن آبروی نظام جمهوریه.

یه دفعه اومدن میگن اِ اِ اِ اِ اِ اِ خو اینم که میلیاردی اختلاس کرده. پس به کی اعتنا بکنم؟ به کی اعتماد بکنن؟ والا به نفع جمهوری اسلامی نیست اینا! بنده می رم کنار. بنده اصلاً همون روز اولی که این پرونده مطرح شد رفتم خدمت آقای خاتمی. رفتم خدمت آقای نوری. گفتم: آقا اگه مسئله بنده هستم؟

از قیافه من خوشتون نمیاد. می گید اخمو.

از کار من خوشتون نمیاد.

از تحصیلات من خوشتون نمیاد.

هر چی که هست بنده می رم کنار ولی نگذارید که به یه دستگاه به نظام آبرو و حیثیت اسلام لطمه بخوره. والا توی دنیا ... همه این روزنامه های خارجی رو من توی این چند روزه دیدم. تمام اینا وقتی میگن اختلاس یعنی پولو ورداشته برا خودش. آقا یه ریال از این پولا رو من ورداشتم؟

من حالا همون ۲۰ میلیونی که تفهیم اتهام نشده بود و متأسفانه شما اینجا بدون تفهیم اتهام گفتید من به دلیل اینکه مدارکش رو مطمئن نبودم همراهم هست یا نه آقای محسنی. ریختن تو دفتر بنده سال قبل. بدون قانون. تمام اسناد محرمانه شخصی بنده رو نیروی انتظامی ورداشته برده. یک ساله میگم آقا این اسناد محرمانه منو همه رو کپی بگیرین بدین من بهش استدلال کنم. نمی دن!

نمی دن. درحالی که شما قانون دارین که اسناد محرمانه رو اگر اَ توی دستگاه عمومی ببرن باید رئیس قوه قضاییه اجازه بده آقا. آقای شوشتری و آقای مروی تو گزارششون این تخلفُ ذکر کردن. من چه جوری بیام اینجا برا شما استدلال کنم؟ اونم چیزی که شما می فرمایین دادگاه عمومی. همین جا بِت می دیم. میگم آقا این مسئله مطرح نشده. تو پرونده ها نیست. می گید همین جا بِت می دیم. خوب ـ من بالاخره ...

الان ـ آقای کشاورز چند روزه دنبال اینید که لااقل خلاصه اتهامات منو به من بدید.

آقا من دزدم. بگید کجا دزدی کردم؟

رشوه گرفتم .اَ کی گرفتم؟

آخه این جور نکنید با یه مدیر تو جمهوری اسلامی. بعدم ـ ایشون بیاد اینجا بشینه. آقای نمیری جانباز. آقای نمیری جانباز رو بنده دستشُ می بوسم.

اما ـ من میگم آقای محسنی. یه پرونده ملی ۱ ساله برا یه دستگاه عظیم مالی که ۱۲۰۰ میلیارد تومن گردش مالی ش بوده توی این ۸ سال تو لابه لای پرونده هاش بگردین ۲۰ میلیون این ور اون ور پیدا بکنین. این کار ... مگه شما قاضی ... دانشمند متخصص حالا هم که الحمدالله آقای رازقی رفت یه سوء تفاهم کردن.

البته ـ من پیشنهادم اینه که نوار آقای نقدی که تو نماز جمعه می فروختن و من نمی دونم نوار محرمانه کمیسیون که علی القاعده به ما نمیدن چطور آوردن تکثیر کردن تو نماز جمعه؟ بعدم ـ مجله صبح همشُ زده. برید بخونید. اینی که ایشون می گه به قضات احترام می ذاریم با اون یه مقدار منافات داره.

من نگفتم ایشون. به قضات شما گفته اعتماد نداریم.گفتم ایشون گفته تلویحاً ما یه عده ای رو پیدا کردیم که بِش برسه. چرا؟ برا اینکه ۴ تا قاضی در خارج وقتشون اومدن به ما مشورت قضایی دادن.

قاضی: می خواهید به اتهامتون بپردازید؟ جواب بدید یا نه؟

کرباسچی: من همش اینا اتهاممه.دارم جواب می دم.می خوایید حرف نزنم. برم بشینم.

قاضی: نه.حرف بزنید. اِاِ

کرباسچی: ۱ ساعته شما صحبت کردید علیه من. ۱ ساعت و ۵ دقیقه. دادگاه گذشته رم آقایون دیدن. مردمی که اینجا هستن. من نمی دونم این جلسه رم مثل اون جلسه از دانشجویان حقوق و اینا آوردید یا نه؟ خوشبختانه من می بینم بعضی از شخصیت ها هستن. آقای مهاجرانی و اینا. آقا شما جلسه قبل منو آوردین می گین دفاع کن.۸۰ دیقه شما صحبت کردین. نمی ذارین من حرف بزنم. خوب ـ می خوایید من حرف نزنم حکمم رو بدید برم زندان. یه دفعه هم که بردید.

والا بده با یه مدیر تو جمهوری اسلامی این جوری عمل بشه.

قاضی: بله. تقدیراً به دفاع از خودتون بپردازید.

کرباسچی: من اینا دفاعمه.می خوایید حرف نزنم. نزنم.

قاضی: نه. بزنید.

کرباسچی: می خوام راجع به آفتاب گردان صحبت کنم که آقا اختلاس نیست.

قاضی: خوب ـ بسیار ...

کرباسچی: من دزدی نکردم.

قاضی: بسیار خوب. توضیح بدین که اختلاس نیست.

کرباسچی: متهم نکنید مدیرا رو به دزدی. به نفع نظام نیست. اون وقت می گن اینی که این قدر خدمت کرده دزده. وای به حال اونایی که هیچ کاری نکردن. میگن به من عصبانی نشو. آخه من ۱ ساله حرف نزدم. کارمند زن منو بردن اونجا. بعد می گن ما نکردیم. آقا کارمند زنو بردن گفتن برو بگو. بیا اینجا تو دادگاه شهادت بده. با کی توی این دنیا تا حالا این جوری عمل کردن؟ شما گفتین از وقتی من اومدم دیگه این کارا رو نکردم. بنده رو از زندان آزاد کردن. آقای ... کیه؟ اینجا. مستخدم اتاق ما هست یا نه؟ مستخدم اتاق منو بردن. برا این که اختلاس منو کشف کنن. گفتن آقای شهردار ظهرا چی چی می خوره؟ این در زمان شما بوده که رئیس مجتمع بودی آقای محسنی. گفته ظهرا چی می خوره؟ غذای پایینُ براش میارید یا جوجه کباب درست می کنید؟ ای شد اختلاس؟ اینو می خوایید کشف کنید؟ گفته آقای فلانی ... حالا ـ مستخدم من کیه؟

یه آقایی ... من دوست داشتم بیاد اینجا یه کلمه صحبت کنه. نمی دونم هست اینجا یا نه آقای مقدس زاده؟

قاضی: آقا صحبت بکنین. فرضم باشه من باید اجازه بدم آقای کرباسچی.

کرباسچی: من با اجازه شما می خوام بگم.

قاضی: نه. اجازه .... شما صحبتتون رو بفرمایید.

کرباسچی:

آقا ایشونو آوردن.یه آدمی هست ۲۸ ساله مستخدم اتاق شهرداره. از سرابم هست. لهجه خارجی ام هنو بلد نیست صحبت کنه.بردن اونجا گفته شهردار چی می خوره؟ با لهجه ترکی گفته والا هر چی آدمیزاد می خوره اینم می خوره. بابا ما هم آدمیم دیگه!!!


1. Michel Foucault. The Foucault Effect: Studies in Govermentality.(ed by) G Burchell, C Gordon,and P Miller(Hemel Hempstead: Harvester Wheatsheaf,1991a).

2. E Laclau, and C M.ouffe. Recasting Marxism in James Martin: Antonio Gramsci, Critical Assessment of leading Political Philosophers.(London: Voutledge,2002).

3. E Laclau. New reflections on the revolution of our time(London: Sage Publications,1990).

4. E Laclau, and C Mouffe. Hegemony and socialist strategy.(London: Sage Publications,2001).

5. نگار مؤمنی، «زبان شناسی قانونی: بررسی شهادت در دادگاه با توجه به ویژگیهای زبانی»، مجله کارآگاه ۱۰ (۱۳۸۹).

6. Gerald McMenamin. Forensic Linguistics: Advances in Forensic Stylistics (London: CRC Press,2002).

7. R.A. Hudson. Sociolinguistics. Cambridge: Cambridge University Press,1980).

8. William Labov (Language in the Inner City: Studies in the Black English vernacular, Philadelphia, PA: University of Pennsylvania Press,1972).

9. فردوس آقاگل زاده، زبان شناسی حقوقی (نظری و کاربردی). (تهران: نشر علم، ۱۶۱،۱۳۹۱-۱۶۲.

10. غلامحسین بیابانی و سیدکمال هادیانفر، فرهنگ توصیفی علوم جنایی (تهران: نشر تأویل، ۱۳۸۴).

11. نیلوفر جعفری، «علم قاضی: صدور حکم بر اساس امارات قضایی »، دو هفته نامه الکترونیکی تخصصی حقوق بشر، ۸۲ (۱۳۹۷).

12. غزل باغبانی و فاطمه کرمپور، «بررسی چگونگی رابطه بین شاخص قدرت و پدیده ی ادب زبانی در روند بازجویی به لحاظ زبانشناختی: رویکردی گفتمانی و حقوقی» نشریه پژوهشهای زبانی ۲ (۱۳۹۶).

13. Stephen Levinson, “Activity types and language” Linguistics 17 (1979).

14. نگار مؤمنی و سیروس عزیزی، «نقش تغییر موضوع و نقض اصول گرایس توسط متهم در بازجویی ها: مطالعه موردی در آگاهی تهران بزرگ»، فصلنامه زبان پژوهی، ۱۶ (۱۳۹۴).

15. علی رجبلو و زهرا علیخانی، «بررسی جامعه شناختی گفتار عامیانه در خرده فرهنگ جوانان» مجله جامعه شناسی ایران ۲ (۱۳۹۴).

16. Slang

17. Taboo

18. Language Community/Group

19. In-Group

20. محسن ایمانی، «جایگاه و نقش پدر و مادر در تربیت فرزند»، مجله پیوند ۳ (۱۳۹۱): ۳.

 

 

الف. منابع فارسی
آقاگل زاده، فردوس. زبانشناسی حقوقی (نظری و کاربردی). ویراست دوم. تهران: نشر علم، 1391.
ایمانی، محسن. «جایگاه و نقش پدر و مادر در تربیت فرزند». مجله پیوند 3(1391): 371-369.
باغبانی، غزل، و فاطمه کرمپور. «بررسی چگونگی رابطه بین شاخص قدرت و پدیده‌ی ادب زبانی در روند بازجویی به لحاظ زبان‌شناختی: رویکردی گفتمانی و حقوقی». نشریه پژوهشهای زبانی 2(1396): 1-20.
بیابانی، غلامحسین، سیدکمال هادیانفر. فرهنگ توصیفی علوم جنایی. تهران: تأویل،1384.
جعفری، نیلوفر. «علم قاضی: صدور حکم بر اساس امارات قضایی». دوهفته‌نامه الکترونیکی تخصصی حقوق بشر 3(1382)(1397): 10-11.
رجبلو، علی، و زهرا علیخانی. «بررسی جامعه‌شناختی گفتار عامیانه در خرده‌فرهنگ جوانان». مجله جامعه‌شناسی ایران 2(1394): 73-106.
مؤمنی، نگار. «زبان‌شناسی قانونی: بررسی شهادت در دادگاه با توجه به ویژگی‌های زبانی». مجله کارآگاه 10(1389): 60-83.
مؤمنی، نگار، و سیروس عزیزی «نقش تغییر موضوع و نقض اصول گرایس توسط متهم در بازجویی‌ها: مطالعه موردی در آگاهی تهران بزرگ، فصلنامه زبان پژوهی 16(1394): 159 - 175.
ب.منابع خارجی
Foucault Michel. The Foucault Effect: Studies in Govermentality. (ed by) G Burchell,C Gordon, and P Miller, Hemel Hempstead: Harvester Wheatsheaf, 1991.
Hudson, R.A. Sociolinguistics. Cambridge: Cambridge University Press, 1980.
Labov, William Language in the Inner City: Studies in the Black English vernacular, Philadelphia, PA: University of Pennsylvania Press, 1972.
Laclau, E. New reflections on the revolution of our time, London: sage publications, 1990.
Laclau, E and Mouffe, C. Hegemony and socialist strategy, London: sage publications, 2001.
Laclau, E and Mouffe, C. Recasting Marxism in James Martin:Antonio Gramsci, Critical Assessment of leading Political Philosophers, London: Voutledge, 2002.
Levinson, Stephen. “ Activity types and language”. Linguistics, 17(1979): 356–99.
McMenamin, Gerald.. Forensic Linguistics: Advances in Forensic Stylistics, London: CRC Press, 2002.