نوع مقاله : علمی - پژوهشی
تازه های تحقیق
برگرفته از رساله دکتری با عنوان « بررسی شرمساری بازپذیرکننده در سیاست جنایی اسلام و ایران با تأکید بر جرایم صنفی»، دانشکده حقوق، دانشگاه قم، قم، ایران.
حامی مالی:
این مقاله هیچ حامی مالی ندارد.
قدردانی:
بدین وسیله از مدیر کل محترم تعزیرات حکومتی استان اصفهان جناب آقای دکتر مختاری بابت همکاری در تهیه و نگارش این پژوهش سپاسگزاری می شود.
مشارکت نویسندگان:
رحمان صبوحی: مفهوم سازی، روش شناسی، استفاده از نرم افزار، اعتبارسنجی، تحلیل، تحقیق و بررسی، منابع، نظارت بر داده ها، نوشتن - بررسی و ویرایش، نوشتن – پیش نویس اصلی، تصویرسازی
محمدعلی حاجی ده آبادی: مفهوم سازی، روش شناسی، اعتبارسنجی، تحلیل، تحقیق و بررسی، نظارت بر داده ها، نوشتن - بررسی و ویرایش، تصویرسازی ، نظارت، مدیریت پروژه.
محمد خلیل صالحی: مفهوم سازی، روش شناسی، اعتبارسنجی، تحلیل، تحقیق و بررسی، نظارت بر داده ها، نوشتن - بررسی و ویرایش، تصویرسازی ، نظارت، مدیریت پروژه.
تعارض منافع:
بنابر اظهار نویسندگان این مقاله تعارض منافع ندارد.
عنوان مقاله English
نویسندگان English
The purpose of this research is to investigate the effect of mediation in the realization of re-reintegration shame in union violations under the jurisdiction of the government penal organization. The method of this research is an experimental type with a control group. The sample of the study includes 52 union offenders with high-selling and fraud violations in two groups, the witness and the control group, after completing the investigation or process through a questionnaire that contains 47 items in six dependent variables, namely shame, acceptability and stigmatization, belonging and togetherness. Continuity, criminal associates, adherence to moral values, expectation of shame and pressure analysis were evaluated and measured, and then the data were analyzed using SPSS and Excell software and descriptive statistical tests and one-way multivariate covariance analysis. And then the data were analyzed using SPSS and Excell software and descriptive statistical tests and one-way multivariate covariance analysis.
The results of the one-way multivariate covariance analysis showed that there is a significant difference between the average scores of the test group and the control group at the confidence level of 0.95 (p<0.05).
کلیدواژهها English
مقدمه
نظریۀ بازپذیرکننده شرمساری توسط جرم شناس استرالیایی، جان بریث ویت1 شکل گرفت و در دسته نظریات جرم شناسی جمهوری خواه قرار می گیرد.2 بریث ویت ادعا می کند که قصد دارد تا با ایجاد یک نظریه اخلاقی، بازگشت دوباره فرد به جامعه را هموار سازد.3 نظریه شرم بازپذیرکننده، نظریه ای است که بر ساختارهای فرهنگی و اجتماعی برای مقابله با جرم تأکید دارد.4 این نظریه تلاش می کند تا به دو هدف اصلی دست یابد؛ نخست تلفیق یافته های جرم شناسی به شکلی منسجم تر و دوم ارائه یک مبنای عملی برای اصلاح روش های عدالت کیفری. جان بریث ویت بیان می کند که به دنبال ارائه دلالت ها و شیوه های جدیدی برای تبیین جرم و ارتباط متغیرهای فرهنگی با جرم است.5 از نگاه او واکنش اصلی جامعه در برابر جرم و جنایت، شرمساری است و شرمساری دو شکل دارد؛ شرمساری بازپذیرکننده و شرمساری انگ زننده. در شرمساری بازپذیرکننده، جرم و دخالت مجرم نکوهش می شوند، اما به جای جدا کردن دائمی مجرم از جامعه، مجرمان را دوباره در جامعه ادغام می کنند. در مقابل انگ زدن به مجرمان یک وضعیت انحرافی دائمی داده و ادغام مجدد را با مشکل روبرو می کند. بریث ویت مدعی است در جوامعی همچون ژاپن که دارای وجدان اخلاقی6 هستند، ساختارهای فرهنگی و اجتماعی که زیربنای شرمساری باز ادغام کننده اجتماعی است، بزهکاران بالقوه را از جرم باز می دارد. در حالی که تجربه شرمسارشدن و بازپذیری، مجرمان را از جرایم بعدی دلسرد می کند و عملکرد شرمسارسازی میزان جرم را کاهش می دهد.7 برخی پژوهشگران معتقدند نظریه شرم بازپذیرکننده راهی برای اجرای برنامه های جامعه محور8 به عنوان مکملی در سیستم عدالت کیفری است که در نهایت منجر به کاهش هزینه جرم و افزایش رضایتمندی افراد از عدالت کیفری خواهد شد.9 این نظریه به دنبال آن است که میان کنترل اجتماعی و جرم از طریق شرمساری فعل مجرمانه، به جای شرمساری مجرمین و همچنین بازپذیری دوباره مجرمین و منحرفین از طریق عذرخواهی و ترمیم خسارات وارده ارتباط ایجاد کند.10 بنابراین تأکید اصلی این نظریه بر شرمساری و اثری که شرمساری بر بازدارندگی از انحراف و جرم، به ویژه تکرار جرم است.
بریث ویت با انتقاد از سیستم رسمی عدالت کیفری بیان می کند مدل دادگاه برای رسیدگی به جرایم مجرمین سبب برچسب خوردن، تحقیر و کوچک شدن مجرمین شده و این موضوع در نهایت به تکرار جرم آنها منجر می گردد.11 به همین جهت بریث ویت، چهارچوب عملی نظریه خود را رویکرد عدالت ترمیمی قرار می دهد. نظریه پردازان این حوزه معتقدند برای درآنکه رویکردهای عدالت ترمیمی واجد جنبه های بازپذیری اجتماعی باشند می بایست مبتنی برسه اصل اساسی باشند: اصل اول آنکه رویکرد عدالت ترمیمی به جبران خسارت بزه دیده و درمان بزهکار و جامعه کمک کند. اصل دوم این است که قربانیان، مجرمان و جوامع باید فرصت مشارکت فعال در فرایند عدالت را به صورت کامل و فوری داشته باشند. اصل سوم تجدیدنظر نسبت به نقش ها و مسئولیت های دولت به گونه ای است که در ترویج عدالت، دولت مسئول حفظ نظم عادلانه و جامعه برای برقراری صلح باشد.12
بریث ویت به عنوان مهمترین نظریه پرداز نظریه شرمساری بازپذیرکننده، معتقد است که جرم برخوردار از یک ساختارِ تک بعدی نیست. به همین دلیل برای تلفیقِ برخی سنت هایِ نظریِ مهم که بیشتر از جرم شناسی جامعه شناختیِ آمریکائی، نظریه کنترل، نظریه خرده فرهنگ، نظریاتِ معاشرت ترجیحی و فشار بهره گرفته است؛13 از این رو در این نظریه علاوه بر تأکید بر شرمساری و بازپذیری تحت سیطرة سه نوع سنت محوری یعنی نظریة یادگیری ـ معاشرت افتراقی؛ نظریة آنومی ـ فشار؛ و نظریةکنترل است. از این رو در این پژوهش مبتنی بر نظریه شرمساری بازپذیرکننده، به سنجش متغیرهای مرتبط با این سنت های محوری پرداخته شده است.
۱- مفاهیم و مبانی نظری
نظریه شرمساری بازپذیرکننده مبتنی بر برخی مفاهیم و عناصر برساخته ای است که شناخت آنها می تواند به درک درستی از این نظریه منتج شود. به همین جهت در ذیل به بررسی مهمترین مفاهیم و عناصر نظریه خواهیم پرداخت.
۱-۱- شرمساری بازپذیرکننده
از دید روانشناسان، شرم احساس منفی پایدار و کلی در رابطه با خود است14 و به مثابه عاطفه ای است که توسط هر شخص احساس و ابراز می شود. در همین راستا شرمساری به عنوان یک عمل و یا رفتار تأدیبی یا انضباطی تلقی می شود و شرمساری بازپذیرکننده، فرایندی از شرم است که در مقابل شرمساری انگ زننده قرار گرفته و به بازگشت مجرم به جامعه کمک می کند. بر اساس تعریف بریث ویت: «شرمساری بازپذیرکننده، شرمساری است که به دنبال تلاش برای ادغام دوباره بزهکار در جامعه مطیع قانون یا شهروندانی قابل احترام از طریق ادای کلمات یا حرکاتی که بر بخشش یا لغو برچسب بزهکارانه فرد به عنوان منحرف صورت می گیرد».15 بر اساس این تعریف شرمساری، به معنای تمام فرایندهای اجتماعی است که بیانگر عدم تأیید یک رفتار به منظور ایجاد پشیمانی یا شرمساری و سرزنش در یک شخص برای احساس شرم از دیگران است.
۱-۲- انگ زنی (برچسب زنی)16
در نظریه شرم بازپذیرکننده توجه به برچسب مجرمانه یکی از کانون های نظریه شرم بازپذیرکننده است.17 از دیدگاه نظریه شرمساری بازپذیرکننده عامل اصلی تکرار جرم در فرد برچسب مجرمانه است، به گونه ای که وقتی شخص با برچسبِ منحرف انگ می خورد، برای وی این گونه تصور می شود که دیگران به وی به عنوان منحرف واکنش نشان داده و در نتیجه وی منزوی شده و به سوی خرده فرهنگ هایی جذب می شود که از انحراف وی حمایت کرده و در نتیجه هویتِ منحرف را درونی سازی و حسِ بی عدالتی را تجربه می کند و فقدانِ احترام به او ممکن است او را بیشتر به دنیای تبهکاران سوق دهد، به واسطه آنکه به سختی موجب دستیابی به یک زندگی به طور مشروع و قانونی می شود؛ بنابراین، انحراف به یک سبک زندگی تبدیل می شود که تغییر دادنِ آن سخت است و به عنوان یک سبک زندگیِ قابل دفاع در چهارچوب خرده فرهنگ منحرف منطقی و معقول به نظر می آید.18
۱-۳- میانجی گری و عدالت ترمیمی19
از ابتدای شکل گیری نظریه شرمساری بازپذیرکننده، بریث ویت بر صلح و سازش اجتماعی و به ویژه عدالت ترمیمی برای حل و فصل جرایم و اختلاف تأکید کرده است؛ به گونه ای که می توان واضح ترین تلاش برای کاهش میزان وقوع جرم در نظریه شرمساری بازپذیرکننده را عدالت ترمیمی دانست و این نظریه بهترین شیوه برای پژوهشگران جهت تبیین تأثیرات عدالت ترمیمی است.20 در پژوهشی که توسط شرمن و همکارانش در خصوص مکانیسم تأثیرات روانشناختی شرم بازپذیرکننده و عدالت فرایندی در کاهش میزان تکرار جرم رانندگی در حالت مستی صورت گرفت، بیان شد که مکانیسم ها در طولانی مدت بر کاهش میزان تکرار جرم موثر است.21
عدالت ترمیمی رویکرد جایگزین سیستم عدالت کیفری سنتی است و از طریق رویکردهایی همچون میانجی گری کیفری، نشست های گروهی ـ خانوادگی و حلقه های ترمیمی است.22 نظریه شرم بازپذیرکننده، شاهد و گواهی برای رویکردهای ترمیمی است که در آن به حمایت از مجرمین، تمرکز بر جرم و آثار آن به جای مجرمین می پردازد و هدف آن جبران خسارت جرم به جای مجازات مجرمین است.23 و میانجی گری که مدلی از شیوه اجرای عدالت ترمیمی است خود به دو مدل مستقیم و غیر مستقیم تقسیم می شود؛ در میانجی گری مستقیم، شخص ثالث بی طرفی (میانجی گر) به بزه دیده و بزهکار کمک می کند تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. در این روش بزه دیده و بزهکار به طور مستقیم با یکدیگر دیدار می کنند و تمامی فرایندها و نتایج میانجی گری به صورت رو در رو انجام می شود و در میانجی گری غیر مستقیم با حفظ تمامی الگوهای میانجی گری مستقیم، ارتباط بزه دیده و بزهکار به صورت تلفنی و یا با نامه نگاری انجام می شود.24 میانجی گری نوعی از فرایند ترمیمی است که در آن بزه دیده و بزهکار و در صورت اقتضا، هر یک از افراد یا اعضای دیگر جامعه که جرم بر آنها اثر گذاشته، در حل موضوعات ناشی از آن، به طور مؤثر و به طور معمول به کمک یک تسهیل گر با یکدیگر مشارکت می کنند25 و بر اساس ماده ۷ «اعلامیه اصول استفاده از برنامه های عدالت ترمیمی در پرونده های کیفری»26 اصل اختیاری بودن ارجاع به میانجی گری یکی از مهمترین اصول میانجی گری است که در انجام این پژوهش رعایت شده است و افراد شرکت کننده به صورت اختیاری به این فرایند وارد شده اند.27
۱-۴- تعزیرات حکومتی و جرم صنفی:
سازمان تعزیرات حکومتی در سال ۱۳۷۳ و به موجب آیین نامه سازمان تعزیرات حکومتی (مصوب ۱/۸/۱۳۷۳ هیأت وزیران) تشکیل گردید و رسیدگی به جرایم و تخلفات تعزیری حکومتی در دو بخش صنفی و دولتی به این سازمان محول گردید. رسیدگی به تخلفات صنفی در این سازمان از حیث شکلی به موجب آیین نامه مذکور است که در شعب بدوی و تجدیدنظر صورت گرفته و تخلفات آن نیز به موجب قانون نظام صنفی (مصوب ۱۳۸۲ با اصلاحات و الحاقات بعدی) صورت می پذیرد. در قانون نظام صنفی (مصوب ۱۳۸۲ و اصلاحی ۱۳۹۲)، تخلفات صنفی تعریف نشده و تنها در فصل هشتم این قانون به بررسی انواع تخلفات صنفی پرداخته است که شامل تخلفاتی همچون گرانفروشی (ماده ۵۷ ق.ن.ص.)، کم فروشی (ماده ۵۸ ق.ن.ص.) یا ترک فعل همچون عدم درج قیمت (ماده ۶۵ ق.ن.ص.)، عدم اعلام موجودی کالا (تبصره ماده ۶۰ ق.ن.ص.)، عدم رعایت مقررات جاری کشور (ماده ۱۷ ق.ن.ص.) دانست که منوط به دو شرط جرم تلقی می گردد؛ نخست مرتکب آن فردی صنفی باشد و دوم آنکه در قانون نظام صنفی برای آن رفتار مجازات تعیین شده باشد؛ بنابراین می توان گفت: «جرم صنفی رفتاری است که توسط افراد صنفی ارتکاب یافته و می بایست تنها در قانون نظام صنفی برای آن مجازات تعیین شده باشد».
۲- پیشینه
برخی پژوهش های میدانی و آزمایشی صورت پذیرفته به منظور کارامدی عدالت ترمیمی برای اثبات تحقق شرمساری بازپذیرکننده نشان می دهد که میانجی گری می تواند تأثیر معناداری در این زمینه داشته باشد. به طور مثال در پژوهش دیگری که توسط شرمن و همکارانش28 در خصوص مکانیسم تأثیرات روانشناختی شرم بازپذیرکننده و عدالت فرایندی29 در کاهش میزان تکرار جرم رانندگی در حالت مستی صورت گرفت بیان شد که مکانیسم ها در طولانی مدت بر کاهش میزان تکرار جرم مؤثر است.30 بریث ویت در یکی از مهمترین پژوهش های خود در خصوص تأثیر شرم بازپذیرکننده در رویکردهای عدالت ترمیمی، به بررسی تأثیر نشست های ترمیمی بین مجرمین و بزه دیدگان منجر به کاهش چهل درصدی (۴۰٪) آسیب های روانی قربانیان در مقایسه با کسانی که در نشست ها حضور نداشته اند، پرداخته است و همچنین بیان کرد که نشست های ترمیمی منجر به کاهش قابل توجهی در حس انتقام و خشونت در بزه دیدگان گردیده است.31
در پژوهش دیگری که با استفاده از داده هایی از آزمایش عدالت ترمیمی به آزمون مفاهیم به هم پیوستگی و شرمندگی نظریۀ شرمساری بازپذیرکننده در نشست های عدالت ترمیمی پرداخته است؛ نتایج نشان داد که جوانان حاضر در نشست های عدالت ترمیمی در مقایسه با گروه کنترل از میزان به هم پیوستگی و بروز شرم بیشتری برخوردارند.32 در یکی از مهمترین پژوهش هایی که توسط آحمد و بریث ویت صورت پذیرفت سه متغیر شرمساری، گذشت و شرم در جرم قلدری33 را مورد بررسی قرار داده است. داده های بدست آمده از میان ۱۸۷۵ کودک بنگلادشی، نتایج نشان داد که شرمساری بازپذیرکننده و گذشت با کاهش جرم قلدری ارتباط معناداری دارد؛ بر اساس این پژوهش که به مقایسۀ دو گروه مشابه از متخلفانی می پرداخت که به طور تصادفی به دو نوع رسیدگی رسمی و میانجی گری تقسیم شده و دریافتند که تفاوت معناداری بین دو گروه وجود داشته به گونه ای که شرکت کنندگان در میانجی گری در مقایسه با حاضرین دادگاه، نمره بالاتری در شرمساری بازپذیرکننده کسب کردند.34
۳- سؤالات و فرضیه ها:
پرسش اصلی این پژوهش آن است که تأثیر مداخله میانجی گرانه در تحقق شرمساری بازپذیرکننده در تخلفات صنفی چیست؟ و بر مبنای ساختار ترکیبی نظریه که مبتنی بر نظریات جرم شناسی انتقادی، همنشینی افتراقی و... که بریث ویت در نظریه خود بر آنها تأکید کرده است، پرسش های فرعی زیر مطرح می گردد:
تأثیر میانجی گری در تحقق شرمساری بازپذیرکننده در تخلفات صنفی بر اساس مؤلفۀ تعلق و همبستگی چیست؟
تأثیر میانجی گری در تحقق شرمساری بازپذیرکننده در تخلفات صنفی بر اساس مؤلفۀ انتظار شرم چیست؟
تأثیر میانجی گری در تحقق شرمساری بازپذیرکننده در تخلفات صنفی بر اساس مؤلفۀ همسالان بزهکار چیست؟
تأثیر میانجی گری در تحقق شرمساری بازپذیرکننده در تخلفات صنفی بر اساس مؤلفۀ ارزش های اخلاقی چیست؟
تأثیر میانجی گری در تحقق شرمساری بازپذیرکننده در تخلفات صنفی بر اساس مؤلفۀ فشار چیست؟
فرضیه اصلی این پژوهش آن است که میانجی گری بر تحقق شرمساری بازپذیرکننده در تخلفات صنفی تأثیر مثبت و معناداری دارد و فرضیات فرعی پژوهش عبارت اند از:
میانجی گری بر انتظار شرم در تخلفات صنفی تأثیر مثبت و معناداری دارد.
میانجی گری بر تعلق و هم بستگی در تخلفات صنفی تأثیر تأثیر مثبت و معناداری دارد.
میانجی گری بر همسالان بزهکار در تخلفات صنفی تأثیر منفی و معناداری دارد.
میانجی گری بر ارزش های اخلاقی در تخلفات صنفی تأثیر مثبت و معناداری دارد.
میانجی گری بر فشار در تخلفات صنفی تأثیر منفی و معناداری دارد.
[این فرضیه ها هیچ یک به سؤال ربطی ندارد. سؤال این بود که نقش میانجی گری چیست؟ فرضیه اینکه میانجی گری نقش دارد. این ها منطبق با هم نیستند.]
۴- روش اجرا:
در این تحقیق، نوع پژوهش کاربردی و به روش توصیفی - تحلیلی بر پایه آزمایش از نوع پس آزمون با گروه گواه است. در این طرح شش متغیر وابسته یعنی: ۱- شرمساری، بازپذیری و انگ زنی ۲- سنجش تعلق و به هم پیوستگی ۳- همسالان بزهکار ۴- پایبندی به ارزش های اخلاقی ۵- انتظار شرم و ۶- تحلیل فشار ارزیابی و سنجش شد. جامعه آماری شامل کلیه افراد صنفی است که با طرح شکایت از سوی شاکیان در تخلفات صنفی گرانفروشی و تقلب در کسب مواجه شده و با روش نمونه برداری تصادفی نمونه ها انتخاب شده است. نمونه های مورد بررسی در دو گروه ۲۶ نفره گواه و ۲۶ نفره کنترل تقسیم شده است؛ گروه آزمایشی از طریق مدل میانجی گری کیفری با لحاظ شرایط میانجی گری همچون داوطلبانه و اختیاری بودن میانجی گری برای طرفین35 و گروه کنترل به شیوه رسمی رسیدگی در دادگاه (شعبه بدوی) تعزیرات حکومتی در دعاوی گرانفروشی و تقلب بوده مورد رسیدگی قرار گرفته است. در هر دو شیوه پس از پایان فرایند و رسیدگی، پرسش نامه ای مبتنی بر ۴۷ گویه که با بررسی پژوهش ها و مقالات داخلی و خارجی، مصاحبه با قضات سازمان تعزیرات و بازرسین اتاق اصناف به دست آمده در فضای نمونه مورد بررسی قرار گرفته است. داده های به دست آمده با ضرایب ۱ تا ۵ در برنامه اکسل بررسی شده و از طریق نرم افزار اس پی اس اس تحلیل شده اند. بررسی روایی محتوایی به شکل کمی، از ضریب نسبی روایی محتوا استفاده می شود. برای تعیین این ضریب از خبرگان درخواست می شود تا هر گویه را بر اساس طیف پنج قسمتی «کاملاً موافقم»، «موافق»،«بی نظرم» و «کاملاً مخالفم» و «مخالفم» بررسی نمایند. سپس پاسخ ها مطابق فرمول ۱ محاسبه می گردد.
-web-resources/image/Image121190.png)
در این رابطه تعداد متخصصانی که به گزینۀ «موافق» پاسخ دادهاند و N تعداد کل متخصصان است. مقدار روایی محتوایی کل ۸۵/۰ محاسبه گردید و پایایی پرسشنامه ۴۷ سؤالی از الفای کرونباخ36 به مقدار آلفا ۷۸۲/ ۰ است.
۵- مدل تحلیلی پژوهش:
در این پژوهش تأثیر متغیر مستقل مداخله میانجیگری بر تحقق شرمساری بازپذیرکننده بررسی میشود. به صورتی که متغیر مستقل پژوهش، میانجیگری و متغیر وابسته پژوهش تحقق شرمساری بازپذیرکننده میباشد. این پژوهش دارای شش متغیر وابسته به صورت ۱- شرمساری، بازپذیری و انگ زنی ۲- سنجش تعلق و به هم پیوستگی ۳- همسالان بزهکار ۴- پایبندی به ارزشهای اخلاقی ۵- انتظار شرم و ۶- تحلیل فشار است. برای کنترل عوامل مربوط به پژوهش نوع تخلفات صنفی شامل تقلب و گرانفروشی بهعنوان متغیر کوریت در نظر گرفته شد.
۶- یافته های پژوهش:
جدول۱- میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای الگوی شرمساری بازپذیرکننده در گروه کنترل و آزمایش
|
انحراف استاندارد |
میانگین |
تعداد کل |
گروه |
متغیر وابسته |
|
۷۱/۰ |
۹۳/۲ |
۲۶ |
کنترل |
بازپذیری، شرمساری و انگ زنی |
|
۱۷/۰ |
۱۷/۴ |
۲۶ |
آزمایش |
|
|
۷۸/۰ |
۹۵/۳ |
۲۶ |
کنترل |
انتظار شرم |
|
۶۷/۰ |
۴۲/۴ |
۲۶ |
آزمایش |
|
|
۵۶/۰ |
۰۳/۴ |
۲۶ |
کنترل |
تعلق و همبستگی |
|
۱۸/۰ |
۴۰/۴ |
۲۶ |
آزمایش |
|
|
۳۵/۱ |
۴۸/۱ |
۲۶ |
کنترل |
همسالان بزهکار |
|
۵۹/۰ |
۲۳/۰ |
۲۶ |
آزمایش |
|
|
۰۰/۱ |
۵۶/۲ |
۲۶ |
کنترل |
تحلیل فشار |
|
۶۰/۰ |
۷۱/۱ |
۲۶ |
آزمایش |
|
|
۴۳/۰ |
۵۳/۲ |
۲۶ |
کنترل |
ارزش های اخلاقی |
|
۵۱/۰ |
۸۴/۲ |
۲۶ |
آزمایش |
مندرجات جدول ۱- نشان می دهد که میانگین گروه کنترل و آزمایش برای متغیر شرمساری و انگ زنی به ترتیب ۹۳/۲ و ۱۷/۴ می باشد. همچنین برای متغیر انتظار شرم میانگین گروه کنترل و آزمایش ۹۵/۳ و ۴۲/۴ می باشد. میانگین گروه کنترل و آزمایش برای متغیر تعلق و همبستگی به ترتیب ۰۳/۴ و ۴۰/۴ است. میانگین گروه کنترل و آزمایش برای متغیر همسالان بزهکار به ترتیب ۴۸/۱ و ۲۳/۰ است. میانگین گروه کنترل و آزمایش برای متغیر ارزش های اخلاقی به ترتیب ۵۶/۲ و ۷۱/۱ است. میانگین گروه کنترل و آزمایش برای متغیر تحلیل فشار به ترتیب ۵۳/۲ و ۸۴/۲ است.
جدول ۲- تحلیل کوواریانس چندمتغیره
|
مجذور اتای سهمی |
سطح معنی داری |
درجه آزادی خطا |
درجه ازادی فرضیه |
Fآماره |
مقدار |
آزمون ها |
|
۶۹۴/۰ |
۰۰۰/۰ |
۴۴ |
۶ |
۳۵۰/۱۳ |
۶۹۴/۰ |
اثر پیلای |
|
۶۹۴/۰ |
۰۰۰/۰ |
۴۴ |
۶ |
۳۵۰/۱۳ |
۳۰۶/۰ |
لامبدای ویلکز |
|
۶۹۴/۰ |
۰۰۰/۰ |
۴۴ |
۶ |
۳۵۰/۱۳ |
۲۷۰/۲ |
اثر هاتلینگ |
|
۶۹۴/۰ |
۰۰۰/۰ |
۴۴ |
۶ |
۳۵۰/۱۳ |
۲۷۰/۲ |
بزرگیرین ریشه روی |
در تحلیل کوواریانس چند متغیره، چهار آزمون؛ اثر پیلای، لامبدای ویلکز، اثر هاتلینگ و بزرگتری ریشه روی بررسی می شود. نتایج در جدول۲، نشان می دهد سطح معناداری تمامی آزمون های چند متغیره ۰۰۰/۰و کمتر از ۰۵/۰ می باشد که نشان می دهد حداقل بین یک متغیر وابسته (بازپذیری و شرمساری و انگ زنی، همسالان بزهکار، تعلق و هم بستگی، انتظار شرم، ارزش های اخلاقی و تحلیل فشار) درگروه های آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد. چون دو گروه با یکدیگر مقایسه می شوند، مقدارآماره F و سطح معناداری تمام آزمون ها برابر می باشد.
مندرجات جدول۳، نشان می دهد که میانجی گری بر متغیرهای وابسته (بازپذیری و شرمساری و انگ زنی ، همسالان بزهکار، تعلق و هم بستگی، انتظار شرم، ارزش های اخلاقی و تحلیل فشار) تأثیر معنادار دارد.
- فرضیه اول: میانجی گری بر بازپذیری، شرمساری و انگ زنی در تخلفات صنفی تأثیر مثبت و معنادار دارد.
مندرجات جدول۳، نشان می دهد که تفاوت میانگین های تعدیل شده پس آزمون دو گروه آزمایش و کنترل برای متغیر شرمساری، بازپذیری و انگ زنی از نظر آماری در سطح کوچکتر از ۰۵/۰ معنادار است (۸۱۳/۷۱F=، ۰۰۰/۰P=)؛ بنابراین مداخله میانجی گری بر شرمساری، بازپذیری و انگ زنی تأثیر دارد. اندازه تأثیر مداخله میانجی گری نیز ۵۹۴/۰= ۲ است؛ یعنی حدود ۶۰ درصد واریانس نمرات کل باقی مانده متأثر از مشاوره مبتنی بر ذهن آگاهی می باشد. مقایسه میانگین پس آزمون دو گروه قبل و بعد از حذف اثر نوع جرم نیز نشان داد که میانگین نمرات شرمساری، بازپذیری و انگ زنی گروه آزمایش بیشتر از گروه کنترل بوده و پس از تعدیل در گروه آزمایش افزایش یافته است. بنابراین فرضیه اول تأیید می شود.
جدول۳- تحلیل کوواریانس چندمتغیره جهت بررسی معناداری تفاوت میانگین های متغیرهای وابسته گروه کنترل
|
مجذور اتا |
معنی داری |
آماره F |
درجه آزادی |
مجموع مجذورات |
متغیر وابسته |
|
۵۹۴/۰ |
۰۰۰/۰ |
۸۱۳/۷۱ |
۱ |
۲۱۶/۱۹ |
شرمساری، بازپذیری و انگ زنی |
|
۰۸۷/۰ |
۰۳۶/۰ |
۶۵۵/۴ |
۱ |
۳۹۹/۲ |
انتظار شرم |
|
۱۶۹/۰ |
۰۰۳/۰ |
۹۴۷/۹ |
۱ |
۷۵۷/۱ |
تعلق و همبستگی |
|
۲۶۳/۰ |
۰۰۰/۰ |
۵۰۹/۱۷ |
۱ |
۰۸۱/۱۹ |
همسالان بزهکار |
|
۱۱۶/۰ |
۰۱۵/۰ |
۴۱۲/۶ |
۱ |
۴۰۳/۱ |
ارزش های اخلاقی |
|
۲۰۲/۰ |
۰۰۱/۰ |
۴۲۸/۱۲ |
۱ |
۲۸۸/۸ |
تحلیل فشار |
- فرضیه دوم: میانجی گری بر انتظار شرم در تخلفات صنفی تأثیر مثبت و معناداری دارد.
تفاوت میانگین های تعدیل شده پس آزمون دو گروه آزمایش و کنترل برای متغیر انتظار شرم از نظر آماری در سطح کوچکتر از ۰۵/۰ معنادار است (۶۵۵/۴F=، ۰۳۶/۰ P=)؛ بنابراین مداخله میانجی گری بر انتظار شرم تأثیر مثبت و معنادار دارد. اندازه تأثیر مداخله میانجی گری نیز ۰۸۷/۰=۲ است؛ یعنی حدود ۷/۸ درصد واریانس نمرات کل باقی مانده متأثر از مداخله میانجی گری است. مقایسه میانگین پس آزمون دو گروه قبل و بعد از حذف اثر نوع جرم نیز نشان داد که میانگین نمرات انتظار شرم گروه آزمایش بیشتر از گروه کنترل بوده و پس از تعدیل در گروه آزمایش افزایش یافته است. در نتیجه این فرضیه تأیید می شود.
- فرضیه سوم: میانجی گری بر تعلق و همبستگی در تخلفات صنفی تأثیر مثبت و معنادار دارد.
برای متغیر تعلق و همبستگی تفاوت میانگین های تعدیل شده پس آزمون دو گروه آزمایش و کنترل از نظر آماری در سطح کوچکتر از ۰۵/۰ معنادار است(۹۴۷/۹F=، ۰۰۳/۰ P=)؛ بنابراین مداخله میانجی گری بر تعلق و همبستگی تأثیر مثبت و معنادار دارد. اندازه تأثیر مداخله میانجی گری نیز ۱۶۹/۰=۲ است؛ یعنی حدود ۱۷درصد واریانس نمرات کل باقی مانده متأثر از مداخله میانجی گری میباشد. مقایسه میانگین پس آزمون دو گروه قبل و بعد از حذف اثر نوع جرم نیز نشان داد که میانگین نمرات تعلق و همبستگی گروه آزمایش بیشتر از گروه کنترل بوده و پس از تعدیل در گروه آزمایش افزایش یافته است. که با توجه به موارد گفته شده، فرضیه سوم تأیید می شود.
- فرضیه چهارم: میانجی گری بر همسالان بزهکار در تخلفات صنفی تأثیر منفی و معناداری دارد.
نتایج جدول ۳، نشان دهندۀ معناداری تفاوت میانگین های تعدیل شده پس آزمون دو گروه آزمایش و کنترل برای متغیر همسالان بزهکار است، زیرا با توجه به مقادیر Fو P از نظر آماری در سطح کوچکتر از ۰۵/۰ معنادار است(۵۰۹/۱۷F=، ۰۰۰/۰ P=)؛ بنابراین مداخله میانجی گری بر همسالان بزهکار تأثیر دارد. اندازه تأثیر مداخله میانجی گری نیز ۲۶۳/۰=۲ است؛ یعنی حدود۲۶ درصد واریانس نمرات کل باقی مانده متأثر از مداخله میانجی گری می باشد. مقایسه میانگین پس آزمون دو گروه قبل و بعد از حذف اثر نوع جرم نیز نشان داد که میانگین نمرات همسالان بزهکار گروه آزمایش، کمتر از گروه کنترل بوده و پس از تعدیل در گروه آزمایش کاهش یافته است. بنابراین فرضیه چهارم تأیید می شود.
- فرضیه پنجم: میانجی گری بر رعایت ارزش های اخلاقی در تخلفات صنفی تأثیر مثبت و معناداری دارد.
در نهایت، بر اساس نتایج درج شده در جدول ۳، تفاوت میانگین های تعدیل شده پس آزمون دو گروه آزمایش و کنترل برای متغیر تحلیل فشار از نظر آماری در سطح کوچکتر از ۰۵/۰ معنادار است (۴۱۲/۶F=، ۰۱۵/۰ P=)؛ بنابراین مداخله میانجی گری بر تحلیل فشار تأثیر دارد. یا اندازه تأثیر مداخله میانجی گری نیز ۱۱۶/۰=۲ است؛ یعنی حدود ۱۲ درصد واریانس نمرات کل باقی مانده متأثر از مداخله میانجی گری می باشد. مقایسه میانگین پس آزمون دو گروه قبل و بعد از حذف اثر نوع جرم در گروه آزمایش افزایش یافته است؛ بنابراین فرضیه ششم نیز تأیید می شود.
- فرضیه ششم: میانجی گری بر تحلیل فشار در تخلفات صنفی تأثیر منفی و معنادار دارد.
با توجه به نتایج جدول ۳، تفاوت میانگین های تعدیل شده پس آزمون دو گروه آزمایش و کنترل برای متغیر ارزش های اخلاقی از نظر آماری در سطح کوچکتر از ۰۵/۰ معنادار است (۴۲۸/۱۲F=، ۰۰۱/۰ P=)؛ بنابراین مداخله میانجی گری بر ارزش های اخلاقی تأثیر دارد. اندازه تأثیر مداخله میانجی گری نیز ۲۰۲/۰=۲ است؛ یعنی حدود ۲۰ درصد واریانس نمرات کل باقی مانده متاثر از مداخله میانجی گری می باشد. مقایسه میانگین پس آزمون دو گروه قبل و بعد از حذف اثر نوع جرم نیز نشان داد که میانگین نمرات ارزش های اخلاقی گروه آزمایش کمتر از گروه کنترل بوده و پس از تعدیل در گروه آزمایش کاهش یافته است؛ که نشان دهنده ی تأیید فرضیه پنجم نیز می باشد.
نتیجه گیری
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر مداخله میانجی گرانه در تحقق شرم بازپذیرکننده در تخلفات صنفی در صلاحیت تعزیرات حکومتی است. با توجه به نتایج ارائه شده در بخش قبل، مداخله میانجی گرانه بر شرمساری و انگ زنی تأثیر معنادار دارد. از آنجا که ۰۰۰/۰P= و کوچکتر از ۰۵/۰ است؛ بنابراین مداخله میانجی گری بر شرمساری، بازپذیری و انگ زنی تأثیر معنادار دارد. با توجه به اینکه میانگین نمرات شرمساری، بازپذیری و انگ زنی گروه آزمایش بیشتر از گروه کنترل بوده بنابراین مداخله میانجی گرانه بر شرمساری و انگ زنی تأثیر مثبت و معنادار دارد؛ که تأیید فرضیه اول پژوهش را به دنبال دارد. همچنین بر اساس یافته های پژوهش، مداخله میانجی گرانه بر انتظار شرم تأثیر معنادار دارد. از آنجا که ۰۳۶/۰P= و کوچکتر از ۰۵/۰ است؛ بنابراین مداخله میانجی گری بر شرمساری، بازپذیری و انگ زنی تأثیر معنادار دارد. میانگین نمرات انتظار شرم گروه آزمایش بیشتر از گروه کنترل بوده به این معنی که مداخله میانجی گرانه بر انتظار شرم تأثیر مثبت و معنادار دارد. که تأیید فرضیه دوم پژوهش را به دنبال دارد. در تبین این یافته می توان گفت که میانجی گری باعث افزایش شرمساری افراد و در نتیجه کاهش جرم خواهد شد.
یافته های پژوهش نشان می دهد که، مداخله میانجی گرانه بر تعلق و همبستگی تأثیر معنادار دارد. از آنجا که ۰۰۳/۰P= و کوچکتر از ۰۵/۰ است؛ بنابراین مداخله میانجی گری بر تعلق و همبستگی تأثیر معنادار دارد. میانگین نمرات تعلق و همبستگی گروه آزمایش بیشتر از گروه کنترل بوده به این معنی که مداخله میانجی گرانه بر تعلق و همبستگی تأثیر مثبت و معنادار دارد. که تأیید فرضیه سوم پژوهش را به دنبال دارد. در تبین این یافته می توان گفت که میانجی گری منجر به افزایش تعهد اجتماعی و خانوادگی افراد می شود.
با توجه به نتایج جدول ۳، مداخله میانجی گرانه بر همسالان بزهکار تأثیر معنادار دارد. از آنجا که ۰۰۰/۰P= و کوچکتر از ۰۵/۰ است؛ بنابراین مداخله میانجی گری بر شرمساری، بازپذیری و انگ زنی تأثیر معنادار دارد. میانگین نمرات همسالان بزهکار گروه آزمایش کمتر از گروه کنترل بوده به این معنی که مداخله میانجی گرانه بر همسالان بزهکار تأثیر منفی و معنادار دارد. که تأیید فرضیه چهارم پژوهش را به دنبال دارد. در تبین این یافته می توان گفت که مداخله میانجی گرانه سبب کاهش تعامل افراد با افراد ضد اجتماع و ضد قانون خواهد شد. همچنین با توجه به نتایج پژوهش، مداخله میانجی گرانه بر ارزش های اخلاقی تأثیر معنادار دارد. از آنجا که ۰۱۵/۰P= و کوچکتر از ۰۵/۰ است؛ بنابراین مداخله میانجی گری بر ارزش های اخلاقی تأثیر معنادار دارد. میانگین نمرات ارزش های اخلاقی گروه آزمایش کمتر از گروه کنترل بوده به این معنی که مداخله میانجی گرانه بر ارزش های اخلاقی تأثیر مثبت و معنادار دارد. که تأیید فرضیه پنجم پژوهش را به دنبال دارد. در تبین این یافته می توان گفت که افرادی که مداخله میانجی گری را دریافت کرده اند پایبندی بیشتری به ارزش های اخلاقی و دینی دارند که این به نوبه خود منجر به کاهش جرم در تخلفات صنفی خواهد شد. در نهایت نتایج نشان داد که، مداخله میانجی گرانه بر تحلیل فشار تأثیر معنادار دارد. از آنجا که ۰۰۱/۰P= و کوچکتر از ۰۵/۰ است؛ بنابراین مداخله میانجی گری بر تحلیل فشار تأثیر معنادار دارد. میانگین نمرات تحلیل فشار گروه آزمایش کمتر از گروه کنترل بوده به این معنی که مداخله میانجی گرانه بر تحلیل فشار تأثیر منفی و معنادار دارد. که تأیید فرضیه ششم پژوهش را به دنبال دارد. در تبین این یافته می توان گفت که افرادی که مداخله میانجی گری را دریافت کرده اند، فشار کمتری را متحمل می شوند که این خود منجر به کاهش جرم در تخلفات صنفی خواهد شد.
2. وایت، راب و، فیونا هینز، جرم و جرم شناسی، ترجمه علی سلیمی ( قم: پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۹۰)، ۹۷.
3. Watts, Rob. “John Braithwaite and Crime, Shame and Reintegration: Some Reflections on Theory and Criminology”, Journal of Criminology, 29, 2(1996), 105.
4. Schaible, Lonnie M. & Lorine A. Hughes “Crime, Shame, Reintegration, And Cross- National Homicide: A Partial Test of Reintegrative Shaming Theory”, The Sociological Quarterly, 52(2011),105.
5. بریث ویت، جان، جرم، شرمساری و بازپذیرندگی، ترجمه رحمان صبوحی و همکاران(تهران: انتشارات مجد،۱۳۹۶)، ۹۷.
7. Best, Joel. “ Crime, Shame And Reintegration by John Braithwaite Review”, Best Social Forces, 69, no 1(1990),318.
9. Miller, Noah Patrick. “Community Tolerance of Community-Based Reparative Boards in Vermont: A Closer Look at Community Members Tolerance of Offense Types”, ph.D diss University of Maryland, (2009),1.
10. Braithwaite, john and Toni makkai. “reintegrative shaming and Compliance with regulatory standards”, Journal Article published in Criminology, 32(1994), 140.
11. Braithwaite, john and Stephen Mugford, “Condition of Successful reintegration Ceremonies Dealing with Juvenile Offenders”, Brit.J. criminal, 2(1994),143.
12. Hendrix, Gina Marie , a test of reintegrative shaming theory’s concepts of interdependence and expressed shame in restorative justice conferencing, ( ph.D diss university of Michigan State, 2004), 8.
14. کاشانکی، حامد و مرتضی کشمیری، «بررسی نقش شرم و گناه در سلامت روان»، فصلنامه رویش روان شناسی، ۵(۱۳۹۸)، ۲۰۹.
17. Akers, Ronald L, “Reintegrative Shaming: A New General Theory of Crime?”, Contemporary Sociology 19, 5(1990),722.
21. Tyler, T. et al , Reintegrative shaming, procedural justice, and recidivism: The engagement of offenders’ psychological mechanisms in the Canberra RISE drinking-and-driving experiment, Law & Society Review, 41 (2007), 553.
23. Cullen, francis t & Pamela Wilcox, Encyclopedia of criminological theory (Cincinnati: Sage Publications,2010), 113.
25. نجفی ابرندآبادی، علی حسین و همکاران، «اصلاح ذات البین و نظریه عدالت ترمیمی»، نشریه مدرس علوم انسانی، ۵۸(۱۳۸۷)،۱۷.
26 اصل ۷:«... توافقات در فرآیند ترمیمی باید به طور داوطلبانه به دست آید و در برگیرنده تعهدهای معقول و مناسب باشد».
27. ذکر این نکته مهم است که سایر اصول عدالت ترمیمی از منظر پژوهشگرانی همچون هوارد زِهر، عبارت است از: تمرکز بر صدمه و زیان و نیازهای بعدی بزهدیدگان، جوامع محلی و بزهکاران، توجه به تعهدات ناشی از ایجاد صدمه و زیان (تعهدات بزهکاران و جامعه)؛ استفاده از فرآیندی فراگیر و توأم با همکاری؛ درگیر نمودن و مشارکت دادن کسانی که دارای سهمی در جرم هستند، شامل بزهدیدگان، بزهکاران، اعضای جامعه محلی؛ و در نهایت تلاش برای اصلاح اموری که بر اثر جرم نظم آنها فروپاشیده است. اصولی بوده است که در این پژوهش به آن توجه شده است.
نک:
Zehr, H. Changing Lenses a New Focus for Crime and Justice (Ontario: Herald Press,1990),186.
31. Sherman, L. W. “Restorative Justice: The Effects of Face-to-Face Conferencing Following Personal Victim Crimes”. Proceedings of the 9th Annual Jerry Lee Crime Prevention Symposium, Washington: (2009), 9-11.
32. حسنی، محمدرضا. «شرمساری بازپذیرکننده و بزهکاری؛ تحلیل جامعه شناختی نظریۀ شرمساری بازپذیرکننده «بریث ویت» در بستر خانواده» (رساله دکترا، مازندران: دانشگاه مازندران، ۱۳۹۴)، ۲۵.